تبليغاتX
رويا
 

ولایه علی بن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی

سيزده رجب سال روز ولادت اميرالمومنين ، امام المتقين ، يعسوب الدين و مولي الموحدين است . تنها كسي كه در ميان تمام بندگان خدا ، در خانه خدا به دنيا آمد . و كعبه را با قدوم خويش مزين فرمود .
هنگامي كه فاطمه بنت اسد سلام الله عليها ، مادر بزرگوارش را درد فرا گرفت ، كنار خانه خدا رفت و خدا را به حق فرزندي كه در شكم داشت قسم داد تا درد را برايشان آسان كند .
 
 آن گاه خانه كعبه شكافته شد و فاطمه بنت اسد در آن پاي نهاد . پس شكاف خانه بسته شد . پس از سه روز فاطمه بنت اسد سلام الله عليها از داخل كعبه بيرون آمد درحالي كه نوزادي بي مانند در برگرفته بود . با آن كه ولادت اميرالمومنين عليه السلام سالها پيش از بعثت رسول خدا صلي الله عليه وآله و نزول قرآن رخ داده بود ، اما علي مرتضي عليه السلام زماني كه چشمشان به محمد مصطفي افتاد ، به ايشان خطاب كرد يا رسول الله ! و سپس با اجازه پيامبر سوره مومنين را تلاوت كردند .

سخن گفتن درباره كسي كه به فرموده پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله اگر آب تمامي درياها مركب و درختان جنگلها قلم و جنيان حسابگر و انسانها نويسنده گردند ، نمي توانند فضائل او را بشمرند . به هيچ وجه در اين مختصر نمي گنجد جز آنكه به عنوان تبرك و تيمن حديثي راكه عامه و خاصه نقل كردند مي آوريم :
 
«هركه مي خواهد نوح را در عزمش ببيند،هركه مي خواهد آدم را در علمش ببيند،هر كه مي خواهد موسي را در زكاوتش ببيند،هر كه مي خواهد عيسي را در زهدش ببيند،پس به علي بن ابيطالب نظر كند. »

و اين جمله زيبا را براي آنان كه در اين ايام فرخنده دوست دارند بدانند چه جايگاه و منزلتي نزد خدا و ولي خدا دارند از اميرالمومنين عليه السلامنقل مي كنيم :

« من أراد منكم أن يعلم كيف منزلته عند الله فلينظر كيف منزلة الله منه عند الذنوب ، كذلك تكون منزلة عند الله تبارك و تعالي » .

« هر يك از شما كه مي خواهد بداند چه جايگاهي نزد خدا دارد ،پس بايد بنگرد و ببيند كه جايگاه و منزلت خداوند در نزد او هنگام گناهان چگونه است ؟ همان ، منزلت او نزد خداست.»

«من اراد ان ينظر الي نوح في عزمه،والي آدم في علمه،والي ابراهيم في حلمه،والي موسي في فطنته، والي عيسي في زهده فلينظر الي علي بن ابيطالب »
+ نوشته شده توسط سرخ در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 و ساعت 6:10 بعد از ظهر |
 

غذاهایی که سرخرگها را تقویت و از بروز بیماری قلبی جلوگیری می کنند عبارتند از: غذاهای دریائی، میوه ها، سبزیجات، آجیل، غذاهای سلولزی، غذاهای غنی از منیزیم، غلات، پیاز، سیر، روغن زیتون، غذاهای حاوی ویتامین E و C و بتاکاروتن.

 

+ نوشته شده توسط سرخ در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 و ساعت 1:43 قبل از ظهر |
 

تغییرات‌ طبیعی‌ و غیرطبیعی‌ پا

هر فرد به‌ طور متوسط‌ روزانه‌ ده‌هزار قدم‌ برمی‌دارد، یعنی‌ سه‌ میلیون‌ قدم‌ در سال؛ و در هر قدم، دو یا سه‌ برابر وزن‌ بدن‌ خود را روی‌ پاها می‌ اندازد. با مرور زمان، این‌ مسئله‌ موجب‌ آسیب‌هایی‌ در پا می‌ شود که‌ با توجه‌ به‌ سن،‌ طبیعی‌ هستند.این‌ آسیب‌ها عبارت اند از:

- پا به‌ تدریج‌ درازتر و پهن ‌تر می‌ شود.

- قوس‌ پا به‌ مرور صاف‌ می‌ شود.

- چربی‌ کف‌ پا و پاشنه‌ کاهش‌ می‌ یابد.

- محدودیت‌ حرکت‌ و خشکی‌ مچ‌ و پا به‌ وجود می‌ آید.

- تعادل‌ هنگام‌ راه‌ رفتن‌ کاهش‌ می ‌یابد.

گاهی‌ نیز تغییراتی‌ در پا ایجاد می ‌شود که‌ غیرطبیعی‌ است. البته‌ بسیاری‌ از آنها قابل‌ پیشگیری ‌اند و مهمترین‌ عامل‌ پیشگیری‌ نیز استفاده‌ از کفش‌ مناسب‌ است.بعضی‌ از این‌ تغییرات‌ عبارت اند از:

- هالوکس‌ والگوس‌ (انحراف‌ شست‌ پا به‌ خارج

- خم‌ شدن‌ انگشتان‌ پا

- چنگالی‌ شدن‌ انگشتان‌ (خمیدگی‌ شدید انگشتان

- انحراف‌ انگشت‌ کوچک‌ پا به‌ خارج‌

- به‌ وجودآمدن‌ میخچه، تاول، زخم‌ یا عفونت‌ (در اثر فشار زیاد کفش‌ تنگ‌ بر استخوان‌ انگشت

- فشار بر بافت‌ عصبی‌ انگشتان‌ پا

- آرتریت‌ (تورم‌ مفاصل‌ انگشتان‌ پا)

بسیاری‌ از بیماری‌های‌ پا، با تغییر نوع‌ کفش‌ رفع‌ می ‌شوند. ناراحتی‌های‌ مزمن‌ پا نیز ممکن‌ است‌ با استفاده‌ از وسایل‌ خاص‌ ارتوپدی‌ درمان‌ شوند. در موارد شدیدتر می توان با مراجعه‌ به‌ متخصص‌ جراحی‌ ارتوپدی‌ راه‌ درمان‌ مناسب‌ را یافت.


کفش‌ مناسب‌

کفش‌ نامناسب‌ از نظر اندازه، پا را به‌ بیماری‌های‌ بسیاری‌ از جمله‌ انحراف‌ انگشت‌ شست‌ پا (هالوکس‌ والگوس)، میخچه، تاول‌ و خمیدگی‌ انگشتان‌ مبتلا می ‌کند.


تحقیق‌ انجام‌ شده‌ توسط‌ یک انجمن‌ ارتوپدی‌ مچ‌ و پا نشان‌ می ‌دهد که:

- از هر ده‌ زن، نُه‌ نفر کفش‌ تنگ‌ و کوچک‌ می‌ پوشند.

- از هر ده‌ زن، هشت‌ نفر می گویند‌ کفش‌هایشان‌ دردناک‌ است.

- از هر ده‌ زن، هفت‌ نفر دچار بیماری‌ انحراف‌ شست‌ پا، خمیدگی‌ انگشتان‌ یا سایر ناراحتی‌های‌ دردناک‌ پا هستند.

- زنان‌ ده‌ برابر مردان‌ به‌ دلیل‌ پوشیدن‌ کفش‌ تنگ، دچار بیماری‌های‌ پا می ‌شوند.

- از هر ده‌ زن‌ که‌ دچار بیماری‌های‌ پا شده‌اند، در مورد نُه‌ نفر علت‌ بروز ناراحتی،‌ استفاده‌ از کفش‌ تنگ‌ بوده‌ است.


رابطه‌ کفش‌ با زمین ‌خوردن‌

ناراحتی‌های‌ پا، اعم‌ از بیماری‌ها یا آسیب‌های‌ ناشی‌ از کفش، راه‌ رفتن‌ را دشوار می ‌کنند و باعث‌ زمین‌ خوردن‌ فرد می‌ شوند.

بیش‌ از یازده‌ میلیون‌ (یک‌ نفر از سه‌ نفر) سالمند (دارای‌ ۶۵ سال‌ یا بیشتر) مبتلا به‌ بیماری‌های‌ پا هستند. این‌ رقم‌ دو برابر تعداد افراد بالغ‌ (یک‌ نفر از هر شش‌ نفر) مبتلا به‌ ناراحتی‌ پاست؛ و اکثر بیماران‌ زن‌ هستند. همانطور که گفته شد تحقیقات‌ نشان‌ داده‌ است‌ که ۹۰ درصد زنان‌ کفش‌ تنگ‌ می‌ پوشند. اما باید کفش‌ را به ‌خاطر راحتی‌ آن‌ انتخاب‌ کرد، نه‌ به‌ خاطر مُد. راحتی‌ کفش‌ برای‌ حفظ‌ ثبات، حرکت‌ و ایمنی‌ بدن‌ اساسی‌ است.


توصیه‌هایی‌ برای‌ خرید کفش‌

همه‌ ما در مقابل‌ آسیب‌های‌ پا و مچ‌ ناتوان‌ هستیم، اما با پوشیدن‌ کفش‌های‌ مناسب‌ - به‌ طوری‌ که‌ مطابق‌ حالت‌ طبیعی‌ پای‌ ما باشد - می‌ توان‌ از این‌ مسئله‌ در امان‌ ماند. اگرچه‌ نوع‌ کفش‌ نیز بسیار اهمیت‌ دارد؛ نکته‌ مهم‌ در انتخاب‌ کفش‌ جنس‌ آن‌ است؛ به‌ گونه ‌ای‌ که‌ بتواند پاها را به ‌راحتی‌ حفاظت‌ کند.

آکادمی‌ جراحان‌ ارتوپدی‌ آمریکا توصیه‌هایی‌ دارد که‌ با رعایت‌ آنها کمتر به‌ مشکلات‌ پا دچار می ‌شویم:

- هنگام‌ خرید کفش‌ هر دو لنگه‌ را به پایتان امتحان‌ کنید.

- خانم‌ها نباید کفش‌هایی‌ با پاشنه‌ بلندتر از پنج‌ و نیم‌ سانتیمتر بپوشند.

- سعی کنید بعد از ظهر به خرید کفش نو بروید، زیرا پاها معمولاً در طول‌ روز به‌ دلیل‌ نشستن‌ و ایستادن‌ مکرر، ورم‌ می‌ کنند و بزرگتر می‌شوند.

- کفش‌ باید در قسمت‌ پاشنه‌ و پنجه‌ کاملاً اندازه‌ باشد.

- بین‌ انتهای‌ بلندترین‌ انگشت‌ پا و جلوی‌ کفش‌ باید حداقل‌ یک‌ سانتیمتر فضا وجود داشته‌ باشد.

- در اکثر افراد یک‌ پا بزرگتر از پای‌ دیگر است. اندازه‌ کفش‌ مورد نظر خود را با پای‌ بزرگتر متناسب‌ کنید.

- پس‌ از پوشیدن‌ کفش‌ جدید، کمی‌ قدم‌ بزنید تا از راحتی‌ آن‌ مطمئن‌ شوید.

- برحسب‌ نوع‌ کفش، اندازه‌ آن‌ نیز فرق‌ می ‌کند. کفش‌ را براساس‌ مقایسه‌ اندازه‌ آن‌ با پای‌ خود بسنجید، نه‌ براساس‌ شماره‌ نوشته ‌شده‌ بر آن.

- وقتی‌ کفش‌ به‌ پا دارید، باید بتوانید آزادانه‌ انگشتان‌ خود را حرکت‌ بدهید.

- اگر کفش‌ تنگ‌ است، به‌ این‌ امید که‌ باز می ‌شود و اندازه‌ خواهد شد، آن‌ را نخرید.

- بعضی‌ کفش‌های‌ پاشنه‌ بلند، پنجهِ نوک ‌تیز هم‌ دارند که‌ به‌ انگشتان‌ پا فشار می‌آورد و به‌ آنها شکل‌ مثلثی‌ غیرطبیعی‌ می‌ دهد. هرچه‌ پاشنه‌ کفش‌ بلندتر باشد، فشار وارد بر کف‌ پا بیشتر می‌ شود. این‌ فشار به‌ جلوی‌ پا و در نهایت‌ به‌ پنجه‌ها رانده‌ می‌ شود و به‌ انگشتان‌ پا آسیب‌ می‌ رساند.

 

+ نوشته شده توسط سرخ در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 و ساعت 1:26 قبل از ظهر |
 

تقريبا همه ما اين را مي‌‌دانيم که کليد کاهش وزن و تناسب اندام، کمتر خوردن و بيشتر ورزش کردن است. اما چند نفر از ما براي جلوگيري از چاقي و اضافه وزن به آن عمل مي‌‌کنيم؟

به نظر مي‌‌رسد براي کاهش وزن و تناسب اندام رعايت همين دو نکته کافي باشد، اما بعضي وقت‌ها پيش مي‌‌آيد که نمي‌‌توانيم از خوردن بعضي چيزها بگذريم يا شرايطي پيش نمي آيد که ورزش کنيم. حال با اين اوصاف، چگونه مي‌‌توانيم با موفقيت به وزن ايده‌آل‌مان برسيم؟

براي رسيدن به وزن ايده آل به توصيه هاي زير عمل کنيد:
1- فکر کنيد ببينيد چه غذاي کم‌کالري‌اي را مي‌‌توانيد به رژيم خود اضافه کنيد، نه اينکه چه چيزي را از رژيم خود حذف کنيد. اين کار را با ميوه و سبزي شروع کنيد. سعي کنيد روزانه 5 تا 9 وعده از ميوه و سبزي‌هاي تازه استفاده کنيد. شايد اين مقدار زياد به نظر برسد، اما اين حجم از ميوه و سبزي بسيار با ارزش است، چون بدن‌تان مقدار زيادي فيبر دريافت مي‌‌‌کند و در هنگام صرف غذا احساس رضايت‌مندي بيشتري مي‌‌کنيد. با خوردن ميوه و سبزي، هم کمتر مي‌‌خوريد و هم اين مواد جايگزين چربي هايي مي‌‌شوند که ممکن است از ساير غذاها به بدن شما برسد. اين تنها مزيت ميوه و سبزي نيست. بيش از 200 مطالعه نشان مي‌‌دهد که ميوه و سبزي، خاصيت پيشگيري از بيماري‌ را به دليل سرشار بودن از مواد مفيد دارند. کارشناسان تغذيه پيشنهاد مي‌‌کنند حتما سر سفره ي غذا سبزي داشته باشيد و سعي کنيد در هر فصل حتما ميوه و سبزي‌ همان فصل را بخوريد. ميوه و سبزي را تازه به تازه مصرف کنيد و از پختن و سرخ‌ کردن بيش از اندازه‌شان بپرهيزيد.

2- سعي کنيد روزانه مقدار فراواني آب يا نوشيدني‌هاي کم کالري بنوشيد. با اين کار مي‌‌توانيد به خوردن غذاهاي پرکالري خاتمه بدهيد، يعني وقتي ديديد که غذا زياد مي‌خوريد، يک ليوان آب برداريد و ديگر بعد از آن غذا نخوريد. اگر طعم آب خالي را دوست نداريد، مي‌‌توانيد کمي‌ آب ليمو يا چند قطره از آب ميوه ديگري مثل آب انبه يا هلو که کالري کمتري دارند را به آن اضافه کنيد، طوري که فقط طعم آن عوض شود.

3- اينکه زمان گرسنگي خود را بدانيد خيلي مهم است. ببينيد واقعا چه زماني گرسنه هستيد؟ هر زماني که احساس کرديد گرسنه هستيد غذا بخوريد، نه اينکه هر وقت و هر ماده غذايي که نزديک‌ دست‌‌تان بود يا به شما تعارف کردند، بخوريد. به دنبال علايم گرسنگي باشيد. از خود‌تان بپرسيد آيا واقعا گرسنه‌ام؟ گرسنگي به معني اين است که بدن‌‌تان نياز به سوخت دارد. بنابراين زماني که علامتي از گرسنگي در خود نمي‌‌بينيد، غذاخوردن اصلا لازم و دلپذير نيست.

وقتي هنگام گرسنگي غذا مي‌‌خوريد احساس بهتري داريد. معده هر کسي به يقين کمي‌ بزرگ تر از مشت اوست، پس به اندازه قابل قبول غذا بخوريد. در اين صورت نه زياد گرسنه‌ مي‌‌مانيد و نه آنقدر مي‌‌خوريد که احساس پُري و نفخ کنيد.

4- اگر عادت داريد شب‌ها هم بعد از شام چيزي بخوريد، مواد کم‌کالري را انتخاب کنيد. گاهي اوقات اتفاق مي‌‌افتد که افراد بدون فکر و طبق عادت، شب‌ها بعد از شام هله هوله مي‌‌خورند. بهتر اين است که خودمان را به خوردن ميوه عادت دهيم. خوردن چيپس، پفک و انواع هله هوله ها بعد از شام، زماني که همه دورهم نشسته‌اند و در حال ديدن تلويزيون هستند، در چاق شدن‌ بسيار موثر است، چون حالا ديگر گرسنه‌‌ نيستيد و داريد اضافه بر نياز بدن کالري دريافت مي‌‌کنيد.

سعي کنيد کمتر سمت آشپزخانه برويد يا حداقل از خوراکي هاي کم‌کالري‌تر استفاده کنيد.

5- از خوردن غذاهاي مورد علاقه ي ‌خود لذت ببريد، البته به مقدار کافي، چون مصرف بيش از اندازه اين غذاها موجب وزن‌گيري بيشتر مي‌‌شود. به جاي اينکه غذاهاي مورد علاقه‌تان را از رژيم خود حذف کنيد، کمتر اين غذاها را بخوريد. سعي کنيد به جاي خوردن انواع گوناگون غذا، تنها يک مورد از بهترين مواد مورد علاقه‌‌تان را انتخاب کنيد يا مقدار کمي از چيزي را که دوست داريد، بخوريد. مي‌‌توانيد از هر آنچه مورد علاقه‌‌تان است بخوريد، اما به خاطر داشته باشيد که اعتدال را بايد رعايت کنيد.

6- در طول روز چند وعده غذاي کم‌حجم بخوريد. مطالعات نشان مي‌‌دهد کساني که چهار تا پنج وعده در روز غذا مي‌‌خورند بهتر مي‌توانند اشتها و وزن‌شان راکنترل کنند. بنابراين بهتر است کل کالري‌اي را که بايد در طول روز دريافت کنيد، به چند بخش کوچک تقسيم کنيد و در تمام طول روز از غذاي خود لذت ببريد. با اين برنامه‌ريزي، شام بايد آخرين وعده‌اي باشد که مي‌‌خوريد.

7- آشپزخانه را با انواع غذاهاي سالم پُر کنيد. داشتن غذاهايي که سريع آماده مي‌‌شوند و مي‌‌توان مثل يک ساندويچ کوچک و با يک دست خورد، براي کاهش وزن بسيار موثر است. اگر غذاهايي به اندازه يک ساندويچ کوچک که ظرف مدت 5 يا 10 دقيقه آماده مي‌‌شوند، در خانه داشته‌ باشيد کمتر پيتزا سفارش مي‌‌دهيد. پس سعي کنيد اين مواد را هميشه در آشپزخانه داشته‌ باشيد. پف‌فيل يا ذرت (با 94 درصد چربي که هر يک فنجان آن 20 تا 25 کالري دارد) را مي‌‌توانيد ظرف دو دقيقه يا کمتر تهيه کنيد. سبزي‌ها، حبوبات، گوجه‌فرنگي و تکه‌هاي کوچک مرغ که به‌سرعت پخته و يا کباب مي‌‌شوند، نيز مناسب هستند.

8- در هر فصل، مطابق همان فصل غذا بخوريد. اگر ميوه و سبزي دوست نداريد، شايد به اين دليل است که ميوه و سبزي‌ را در فصل خاص خودش نمي‌‌خوريد. زماني که ميوه‌ها و سبزي‌هاي فصل خاص خود را مي‌‌خوريد هم تازه‌تر هستند و هم خوشمزه‌تر.

9- يک ظرف برنج را با يک ظرف سبزي عوض کنيد. به راحتي مي‌‌توانيد با خوردن کمتر برنج يا نان اضافه وزن خود را از دست بدهيد. در ازاي آن مي‌‌توانيد يک بشقاب کاهو يا سالاد سبزي‌ بخوريد. با اين کار ميزان نشاسته‌ دريافتي حاصل از خوردن برنج را 100 تا 200 کالري کم خواهيد کرد.

10- براي رفع استرس غذا نخوريد. درست است که بيشتر ما هنگام استرس، شروع به غذا خوردن مي‌‌کنيم، اما سعي کنيد براي رهايي از استرس به جاي روي آوردن به غذا، کتاب بخوانيد، به موزيک گوش کنيد، چيزي بنويسيد، نفس عميق بکشيد يا به آلبومي‌ نگاه کنيد که شما را به ياد خاطرات خوب مي‌‌اندازد.

+ نوشته شده توسط سرخ در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 و ساعت 1:24 قبل از ظهر |
 

در زمان‌های قدیم سفیدی مو نشانه پیری بود، ولی دوره و زمانه عوض شده است. برخی جوانان هنوز به سن 20 سالگی نرسیده، موهایشان سفید می‌شود.

اما آیا سفید شدن مو نشانه پیری است؟ و علت رنگ باختن زودهنگام این موها چیست؟

مو در واقع قسمت یا ضمیمه‌ای از پوست محسوب می‌شود و شامل سلول‌های مشابهی اسـت كـه روی لایـه خـارجی پوست به نام روپـوسـت یا اپیدرم قرار دارند. غدد چربی پـوسـت سـر مـاده‌ای چرب و روغنی ترشح مـی‌كـنـنـد كـه مـنـبـع مـواد مـغـذی و تقویتی، براق‌كننده و عامل سیاهی مو است. تغذیه مو از طریق جریان خون صورت می‌گیرد و به طور خـارجـی امـكـان‌پـذیر نیست. اصولاً مو طی مراحلی رشد می‌كند و در برهه‌هایی از زمان، رشد آن متوقف شده و استراحت می‌كند. در پایین‌ترین لایه پوست سر، در محل پایه تار مو، سلول‌هایی به نام ملانوسیت وجود دارند كه تركیباتی به نام ملانین تولید و ترشح می‌كنند. مـلانـیـن بـاعث رنگی بودن موی سر است. مـلانـوسـیـت‌هـا در واقـع حـاوی سـلـول‌هـای رنگدانه‌ای هستند و برای ساخت ملانین به آنزیم‌های خاصی نیاز دارند. در حقیقت رنگ های متفاوت مو، سیاه، قهوه‌ای، بلوند و قرمز بستگی به نوع آنزیمی ‌دارد كه در ساخت ملانین مورد استفاده قرار می‌گیرد.

چگونه گرد سپیدی بر موها می‌نشیند؟

رنـگــــدانـــه‌هـــای مـــوجـــود در ملانوسیت‌ها، عامل ایجاد رنگ موی سر هستند. زمانی كه سـاخـت ایـن رنـگدانه‌ها مـتوقف شود، مو رنگ خود را از دست می‌دهد و بــه اصـطـلاح سـفـیـد می‌شود و این تار موهای سفید رنگ در تركیب با تـارهـای سـیاه مو، حالتی خـاكـسـتـری بـه مو می‌دهند. سفید شدن مو به طور معمول فرآیندی است كه با بالا رفتن سن رخ می‌دهد. طبق تحقیقات صورت گرفته، عامل اصلی سفید شدن مو، ماده‌ای به نام پروكسید هیدروژن است. با بالا رفتن سن، این ماده در فولیكول‌ها و سلول‌های مو به مقدار زیادی تـولـید می‌شود و در نتیجه ساخت رنگدانه ملانین را متوقف می‌كند. پروكسید هیدروژن به مـیـــزان كــمـــی ‌در ســـراســـر بـــدن هـمـچــون فولیكول‌های مو تولید می‌شود، ولی با افزایش سن مقدار تولید آن بالا می‌رود، زیرا دیگر بدن قادر به خنثی كردن تولید این ماده نیست. زمانی كه ملانوسیت‌ها به طور غیرفعال حضور دارند یا تعداد ملانین هر تار مو به كم‌تر از حد معمول می‌رسد، مو به رنگ خاكستری دیده مـی‌شـود، ولـی چـنـانچه ملانوسیت‌ها كاملا رنگدانه‌های خود را از دست بدهند، مو سفید می‌شود.

آیا پیری زودرس هم داریم؟

با افزایش سن، مو متمایل به سفید شدن و از دست دادن رنگ خود می‌شود، ولی گاهی این فرآیند سفید یا خاكستری شدن در زمانی زودتر از حد معمول یعنی در جوانی آغاز می‌شود و باعث می‌شود یك فرد جوان كمی‌ پیر به نظر برسد. در حالت عادی، سفید شدن مو در مردان حدود 30 سالگی و در زنان حدود 35 سالگی اتفاق می‌افتد و در سیاه‌پوستان این فرآیند 10 ‌‌سال دیرتر رخ می‌دهد. سفیدی موی سر از شقیقه شروع می‌شود، ولی پیش از موی سر، سبیل و ریش شروع به سفید شدن می‌كند. در صــورتــی كـه در سـفـیـد پـوسـتـان، زودتـر از 20 ‌‌سالگی و در سیاه‌پوستان پیش از 30 سالگی موها سفید شوند، به آن سفید شدن زودرس مو گفته می‌شود كه خود علل مختلفی دارد.

آیا موها هم به آرامش و تغذیه سالم نیازمندند؟

از دلایل اصلی و اولیه سـفـیــدی زودرس مـوهـا مـی‌تـوان بـه نـوع رژیـم غــذایـی نـامناسب و نـیـز آشفتگی‌ها و نگرانی‌های ذهنی اشاره كرد. كمبود ویــتــامـیــن‌هــا از جـمـلــه ویتامین B12 ، آهن، مس، منگنز، تیتانیوم و ید در رژیم روزانه عاملی است كه به سفیدی زودهنگام مو كمك می‌كند. نگرانی‌های ذهنی هم تنش زیادی به پوست سر وارد می‌كند كه با تولید مواد مغذی مورد نیاز برای سلامت مـو تـداخـل مـی‌كـند.

از دیگر عوامل مساعدكننده سفیدی زودرس می‌توان به وراثت اشـاره كـرد. بـه طوری كه در چنین افرادی سفیدی موها زودتر آغاز می‌شود. كثیفی پوست سر، شستشوی موها با آب داغ و خشك كردن آن با وسایل الكتریكی مانند سشوار، بیماری تیروئید ، كم‌خونی ، رژیم‌های لاغری بسیار سخت و طولانی‌مدت، افزایش گلبول‌های سفید خون و استفاده از دخانیات و سیگار (افراد سیگاری 4 ‌‌برابر زودتر به سفیدی مو دچار می‌شوند) از دیگر عوامل سفیدی زودرس موها هستند.

آیا كندن موهای سفید باعث زیادشدن آنها می‌شود؟

كـنــدن یــا قـیـچــی كــردن مــوهــای سـفـیـد به‌هیچ‌وجه باعث زیاد شدن آنها نمی‌شود. ولی به دلیل فشار وارد آمده بر پوست سر و مو، توصیه می‌كنیم این كار را انجام ندهید. با كندن موی سفید، مجدداً در همان مكان، موی سفید جدیدی رشد خواهد كرد و تعداد آن زیادتر نمی‌شود.

آیـا اسـتفاده از رنگ موها و مش‌ها در سفید‌شدن زودهنگام موها تأثیری دارد؟

خانم‌ها به زیبایی خود اهمیت می‌دهند و موها نیز جزئی از زیبایی آنها به شمار می‌رود. بـنـابـرایـن طـبیعی است كه گهگاه اقدام به رنگ‌كردن آنها كنند. ولی این سؤال همیشه برای آنها مطرح است كه مبادا با رنگ كردن، موها سفید شوند؟ باید بگوییم كه رنگ كردن هیچ تأثیری روی زودتر سفید شدن موها ندارد، بلكه عوامل دیگری كه در بالا اشاره كردیم در این امر دخیل هستند. ولی رنگ كردن پیاپی هم مشكلاتی را برای مو ایجاد می‌كند و ممكن است باعث خشكی و تحریك‌پذیری مو شود، ولی باعث سفید شدن مو نمی‌شود. در واقع رنگ كردن مو، یكی از راه‌های خلاص شدن از شر سفیدی موهاست.

از چـه رژیـم غـذایی برای جلوگیری از سفیدی زودرس مو استفاده كنیم؟

كمبود برخی مواد غذایی باعث سفید شدن زودرس موها می‌شود كه با رعایت یك رژیم خوب شاید بتوان از آن جلوگیری كرد. مصرف غـذاهـای سـرشـار از ویـتامینB مانند برنج، تخم‌مرغ، سبوس گندم و سبزیجات بسیار مؤثر است و سفیدی مو را به تأخیر می‌اندازد. عنصر مس از آن دسته عناصری است كه نقش زیادی در جلوگیری از سفید شدن موها دارد. غذاهایی چون قارچ، سیب‌زمینی، عدس، نخودفرنگی، لوبیا، موز، هلو، گلابی و سیب غنی از مس هستند. مصرف نان جو در رژیم غذایی، خوردن یك لیوان جوشانده سبوس گندم، جو و برنج در روز و خـوردن یـك قاشق مرباخوری پودر سـبـوس برنج مخلوط شده با شكر در روز می‌تواند در جلوگیری و نیز درمان سفیدی مو مؤثر باشد.

در كنار این ها، استفاده از سیر، پیاز، موسیر و تره نیز كه سرشار از منگنز هستند می‌تواند مفید باشد.

آیـا سفید شدن موها به رنگ موی فرد بستگی دارد؟

رنگ مو در افراد و نژادهای مختلف، متفاوت است. موی انسان به دلیل وجود نسبت‌های مختلف عناصر در رنگدانه‌ها متفاوت است. موی سیاه نسبت منگنز بیشتر، موی بور نسبت روی بیشتر و موی سرخ نسبت تیتانیوم بیشتری را داراست. سفیدی مو می‌تواند در نتیجه كمبود عناصر و املاح موجود در رنگدانه‌های مو باشد. در واقع سفید شدن موها، ارتباطی با نوع ملانین بدن كه تیره یا روشن بودن موها را مشخص می‌كند، ندارد. پس دیر یا زود، در همه انواع مو سفیدی اتفاق می‌افتد.

آیا سفیدی مو باعث ریزش آن‌ هم می‌شود؟

خـیــر. مــوهــای سـفـیــد بـا از دسـت دادن رنگدانه‌های خود، ترد و شكننده و حساس می‌شوند. موی سفید نسبت به موهای سیاه، خشك‌تر و زبرتر است، ولی ریشه آن سست نیست و سفید شدن را نمی‌توان عاملی برای ریزش مو به حساب آورد.

آیا موها می‌توانند یك‌شبه سفید شوند؟

معمولاً مو از ریشه سفید می‌شود. در پوست سر انسان حدود 100 تا 150 هزار تار مو وجود دارد و هر كدام بین 2 تا 6 سال عمر می‌كنند. رشد مو هفته‌ها طول می‌كشد و نمی‌تواند در طول یك شب سفید شود. همان طور كه گفتیم، یـكـــی از عــوامــل سـفـیــدی زودرس مــوهــا، نگرانی‌های ذهنی است. گاهی مردم تصور می‌كنند فردی در اثر یك فشار عصبی شدید دچار سفیدی مو می‌شود. این باوری كاملاً غلط است. فشار عصبی یكی از دلایل ریزش مو است. بنابراین با ایجاد چنین فشاری، مقدار زیادی از موهای سیاه ریخته و موهای سفید روی سر جلوه‌نمایی می‌كنند و این طور به نظر می‌رسد كه موهای فرد یك‌شبه سفید شده است كه در واقع غلط است.

پس اگر شما هم جزو آن دسته از افرادی هستید كه به موهای خود اهمیت می‌دهید و از سفید شدن آنها وحشت دارید، با رعایت نكاتی كه گفته شد تا جایی كه می‌توانید از ایجاد شـرایـط مـنـاسـب برای سفید شدن موهایتان جلوگیری كنید.

 

+ نوشته شده توسط سرخ در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 و ساعت 1:22 قبل از ظهر |
 

 

ولادت

امام جواد علیه‏السلام نهمین پیشوای مسلمانانْ در دهم رجب سال 195 ق، در مدینه منوره دیده به جهان گشود. مادر ایشان «سَبیکِه يا ريحانه» نام داشت که از برترین بانوان زمان خویشْ و از طایفه ماریه قبطیه، همسر گرامی رسول خدا صلی‏الله ‏علیه ‏و‏ آله بود. حضرت امام رضا علیه‏السلام از ایشان به عنوان بانویی پاک‏دامن و بامعرفت یاد کرده، می‏فرمایند: «ریحانه (سبیکه) در قداست و پاکی همانند مریم علیهاالسلام است.» بدین ترتیب، امام جواد علیه‏السلام در دامن مادری با فضیلت و پدری عالی‏مقام تربیت یافت و پس از شهادت پدر بزرگ وار خود، رهبری معنوی مردم را به دست گرفت.

 مدت عمر

عمر شریف امام جواد(ع) از 25 بهار و اندی تجاوز نکرد. در همین مدت کوتاه، فعالیت‏های حضرت(ع) در ترویج فرهنگ اسلام ناب محمدی و علوی به گونه‏ای بود که پادشاهان عباسی که خود را خلیفه مسلمین می‏خواندند، نتوانستند او را تحمل کنند و سرانجام آن حضرت را به شهادت رساندند.

 لقب

یکی از لقب‏های امام محمدتقی(ع) «جواد» است؛ شاید به این دلیل که همیشه در زندگی به اندک بسنده می‏کرد و بسیار بخشنده بود.

فرزندان

امام جواد(ع) دو دختر به نام‏های فاطمه و حکیمه و دو پسر به نام‏های موسی و علی(ع) داشت. علی همان امام علی النقی(ع)، امام دهم شیعیان جهان است که پس از پدر بزرگوار خود، رهبری معنوی مردم را به دست گرفت.

چهره

رنگ سیمای آن حضرت نه بسیار سفید و نه خیلی سیاه بوده است. آن گونه که نقل می‏کنند، آن‏حضرت از چهره‏ای گندمگون و ملیح برخوردار بوده‏اند.

کمالات

امام جواد(ع) با وجود سن و سال کم، به قدری صاحب فضل، حکمت، علم و اخلاق پسندیده بودند که هیچ یک از بزرگان آن عصر با وی برابری نمی‏کرد. کمالات آن حضرت مأمون را نیز شیفته خود کرده بود.

ازدواج

مأمون که از کمالات، علم و فضل امام جواد(ع) آگاه بود، سخت شیفته آن حضرت شده بود. به همین دلیل، پس از شهادت پدر بزرگوار آن حضرت، امام(ع) را به خراسان فرا خواند و او را مورد احترام فراوان قرار داد و حتی دخترش «ام‏الفضل» را به عقد آن حضرت درآورد.

ماجرای ازدواج

مأمون با توجه به مراتب فضل، علم و کمالات امام جواد(ع)، سخت به او علاقه‏مند بود. او تصمیم داشت دختر خود، ام‏فضل را به عقد آن حضرت درآورد که با مخالفت شدید بنی‏عباس روبه‏رو شد. آنها از ترس اینکه مبادا وقایع زمان ولایت‏عهدی امام رضا(ع) و زمینه انتقال خلافت به خاندان علوی فراهم شود، مأمون را از این کار بر حذر داشتند. بهانه آنها این بود که امام جواد(ع)، نوجوانی کم‏اطلاع و فاقد دانش دینی و فرزانگی لازم است. بنابراین شایسته نیست که خلیفه، دختر خود را به عقد او درآورد. اما از آنجا که مأمون از کمالات حضرت به خوبی آگاه بود، بر ازدواج آن‏دو پافشاری کرد. او مناظره‏ای بین امام جواد(ع) و قاضی‏القضات، یحیی بن اکثم، ترتیب داد تا دانش و فضل امام(ع) را بر همگان آشکار کند. این جلسه با شکوه با حضور بزرگان، علما، امیران و درباریان تشکیل و با طرح پرسشی از سوی یحیی بن اکثم آغاز شد. حضرت از فرض‏های گوناگون سؤال وی پرسید. یحیی از پاسخ باز ماند. آنگاه حضرت، پس از بیان صورت‏های مختلف مسئله، به همه آنها پاسخ گفت. بدین‏گونه، مأمون مقام و منزلت امام جواد(ع) را به آنها نشان داد و سپس دختر خود را به عقد آن حضرت درآورد.

بازگشت به مدینه

امام جواد(ع) مدتی پس از ازدواج با ام‏فضل، به قصد زیارت خانه خدا، به همراه همسر خود از بغداد خارج می‏شود. چند روز پس از آن، یعنی پنج‏شنبه سیزده رجب سال 218 هجری قمری، مأمون از دنیا می‏رود. امام(ع) پس از به پایان رساندن اعمال حج، به مدینه باز می‏گردد و در آنجا ساکن می‏شود.

علی بن مهزیار اهوازی، شاگرد امام جواد(ع)

یکی از شاگردان امام جواد(ع)، علی بن مهزیار اهوازی است. او نزد امام، مقام والایی داشت. از سخنان امام(ع) به خوبی می‏توان منزلت ویژه او را نزد آن حضرت دریافت. حضرت طی نامه‏ای به علی بن مهزیار می‏نویسد: «تو همیشه مرا شادمان می‏سازی؛ همان‏طور که در سخنان تازه‏ات مرا خرسند ساخته‏ای. خداوند از تو راضی شود و تو را شادمان سازد». او وکیل امام جواد(ع) و امام هادی(ع) بوده است و دارای سی‏جلد کتاب است. آرامگاه او در اهواز، زیارتگاه خاص و عام است.

فضل بن شاذان، شاگرد امام جواد(ع)

فضل بن شاذان، از شاگردان امام جواد(ع) است. او اهل نیشابور بوده است و از فقها و متکلمان بزرگ شیعه محسوب می‏شود که در عمر پر برکت خود، حدود یکصد و هشتاد جلد کتاب نگاشته است. در اواخر عمر از سوی حاکم وقت، عبدالله بن طاهر، از نیشابور تبعید شد. سرانجام در سال 260 هجری قمری به رحمت خدا پیوست. مزار آن بزرگوار در شش کیلومتری شهر نیشابور است.

 

 امام جواد علیه‏السلام از منظر اندیشمندان اهل سنت

 

ابن صبّاغ مالکی

عظمت و شکوه مقام ولایتْ و منصب الهی امامت، آن چنان بلندمرتبه و پر جاذبه است که حتی دانشمندان غیرشیعی را به تواضع واداشته است. ابن صبّاغ مالکی، یکی از اندیشمندان اهل سنت، درباره حضرت جواد علیه‏السلام نهمین پیشوای مسلمانان چنین می‏نویسد: «ابوجعفر محمد جواد، در سال 195 ق در شهر مدینه متولد شد. او از نظر نَسَب برترین تبارها را داراست؛ چون که او فرزند موسای کاظم، فرزند جعفر صادق، فرزند محمد باقر، فرزند علی، فرزند حسین، فرزند علی‏بن‏ابی‏طالب می‏باشد. چه بگویم در جلالت و مقام امام جواد علیه‏السلام ، و فضیلت و کمال و عظمت و جلال او. حضرتش در میان طبقات ائمه، سنش کم‏تر از همه و قدر و شأنش اعظم است. او در اندک مدتی از عمر شریفشْ کراماتی بسیار و معجزاتی بی شمار از خود نشان داده و معارج فضیلت و کمال را طی کرده است».

ابن تیمیّه

ابنِ تیمیّه، یکی از متفکران بلندآوازه و از عالمان بزرگ اهل سنت است. او درباره امام جواد علیه‏السلام چنین اظهار نظر می‏کند: «محمد، فرزند علیْ ملقب به جواد علیه‏السلام از اعیان و بزرگان بنی هاشم است و در سخاوت و بزرگ واری، شهرت تمام دارد».

کمال الدین شافعی

شافعی که از پیشوایان اهل تسنن است، درباره امام جواد علیه‏السلام سخنان زیبا و ارزنده‏ای دارد. ایشان در این باره می‏گوید: «امام جواد علیه‏السلام ارزش و مرتبه عالی دارد و نامش جاری بر زبان‏هاست. سعه صدر، وسعت نظر و شیرینی سخن او همه را جذب کرده است... . سخنان وی بسیار ارزنده و عالی است و هر کس به وی می‏رسد، بی‏اختیار سر تعظیم خم می‏کند... او سرچشمه‏ای است که همه از او مشتعل می‏شوند و عقل و هوش آدمی، از امام جواد علیه‏السلام علم و معرفت می‏یابد».

مأمون الرشید

مأمون الرشید، خلیفه عباسیِ هم‏عصر امام جواد علیه‏السلام ، آن‏گاه که در مورد ازدواج دختر خود «ام فضل» به همسری حضرت جواد علیه‏السلام مورد اعتراض بنی عباس قرار گرفت، در پاسخ چنین گفت: «من بدین جهت او را برای دامادی خود برگزیدم، زیرا در گستردگی علم و فضیلت، با وجود کمی سن و سال، بر همه اهل فضل و دانش برتری دارد. او در علم و کمال، اُعجوبه و فوق العاده است».

دستگیر محرومان

امام جواد علیه‏السلام مظهر جود و بخشش، و همواره یاور محرومان و مستضعفان بود. آن حضرت هیچ‏گاه تهیدستان را ناامید نمی‏ساخت. در این باره احمد بن حدید، یکی از آشنایان آن حضرت می‏گوید: «با گروهی برای حج به مکه می‏رفتیم که راهزنان اموال و دارایی ما را غارت کردند و تهی‏دست شدیم. وقتی به مدینه بازگشتیم، من در کوچه‏ای با امام جواد علیه‏السلام برخورد کردم و همراه ایشان به خانه‏اش رفتم و ماجرا را برای آن حضرت تعریف کردم. ایشان لباس‏ها و پول‏هایی به من داد و فرمود: آن‏را به اندازه اموالی که از دست رفته میان همراهان خود تقسیم کن. وقتی من لباس‏ها و پول‏ها را میان همراهان خود تقسیم کردم، با کمال تعجب متوجه شدیم که بدون کم و زیاد، امام جواد علیه‏السلام ، آن‏چه را از ما غارت شده، به ما بازگردانده است».

تربیت شاگرد و تقویت مکتب

امام جواد علیه‏السلام درباره تربیت شاگردان و تقویت مکتب اهل بیت علیهم‏السلام خدمات و تلاش‏های بسیارمؤثری انجام داده است. آن حضرت در مدینه، جلسه‏های تدریس و تفسیر قرآن تشکیل داده بود و در دیدار با پیروان اهل بیت علیهم‏السلام چه آن‏هایی که در مدینه می‏زیستند، و چه آن‏هایی که در سایر کشورهای اسلامی زندگی می‏کردند، مسائل و معارف فراوانی را تشریح می‏کرد. آن حضرت هم‏چنین به وسیله نامه، و نیز در پاسخ به نامه‏های مسلمانان همه کشورهای اسلامی، به تبیین معارف اسلامی و حل و فصل مسائل دینی و عقیدتی آنان می‏پرداخت.

کمک مالی به مستمندان

بدون شک، امام جواد علیه‏السلام در انفاق و کمک به مستضعفان جامعه، شایسته‏ترین الگو و اسوه به شمار می‏آید. آن حضرت هیچ‏گاه قشر محروم جامعه را از یاد نمی‏برد و تا آن‏جا که در توان داشت، به ضعیفان و افراد تهی‏دست کمک می‏کرد. بر همین اساس بود که آن امام هُمام، با لقب «جواد» یعنی شخصیت باسخاوت و جود شهرت یافته بود. یکی از تاریخ‏نگاران در این باره می‏نویسد: «امام جواد علیه‏السلام هر سال هزاران درهم میان مردم مدینه تقسیم می‏کرد و بدین جهت، لقب «جواد» به او داده شد».

سفارش امام جواد علیه‏السلام به نیکی کردن

یکی از برترین تعالیم دین مبین اسلام، احسان و نیکی و کمک به برادران مسلمان است. خدمت به نیازمندان، یکی از پسندیده‏ترین کارها، و سنت و روش پیامبر خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و پیشوایان دین است. بزرگان دین اسلام و از جمله امام جواد علیه‏السلام همواره نیکوکاران را مورد تشویق قرار می‏دادند و از آنان می‏خواستند تا با نیکی به مردم، دل‏های آن‏ها را به دست آورند و با دوستی و مهرورزی، نهال عشق و خوبی را آبیاری کنند. در این باره نقل شده است که:

مردی با خوشحالی به محضر امام جواد علیه‏السلام شرفیاب شد. امام علیه‏السلام علت خوشحالی او را پرسید. آن مرد گفت: ای پسر رسول خدا، از پدرم شنیدم که می‏گفت: روزی که خداوند توفیق نیکی به مسلمانی را نصیب کند، روز خوشحالی و نشاط است و من امروز موفق شدم که به برادران دینی‏ام نیکی کنم. آن‏گاه امام علیه‏السلام به جان خود سوگند خورد و فرمود: «چنین کاری جای شادمانی دارد؛ به شرط آن‏که آن‏را با منّت از بین نبری».

امام جواد علیه‏السلام و پاسخگویی به مأمون

روزی مأمون در بین راه به گروهی نوجوان برخورد که حضرت امام جواد علیه‏السلام در میان آن‏ها بود. آنان پس از دیدن ساز و برگ سلطنت مأمون، از محل فرار کردند، ولی امام جواد علیه‏السلام با آن‏که نوجوانی کم سن و سال بود، برجای ماند. مأمون، علت ترک نکردن محل را از حضرت امام جواد علیه‏السلام پرسید. ایشان در پاسخ، شجاعانه فرمود: «دلیلی برای رفتن نیافتم؛ زیرا نه راه را بر تو تنگ کرده بودم تا با رفتنم راه باز شود، و نه مرتکب خلافی شده بودم که از ترس فرار کنم، و البته می‏دانم که تو کسی را بی‏گناه آسیب نمی‏رسانی». مأمون وقتی امام جواد علیه‏السلام را شناخت، گفت: «تو به حق فرزند علی بن موسی الرضا علیه‏السلام هستی».

امام جواد علیه‏السلام و سفارش احترام به پدر و مادر

نیکی به پدر و مادر، از صفات پسندیده انسانی و مورد تأکید اسلام و پیشوایان معصوم علیه‏السلام است. درباره نیکی به پدر و مادر نقل شده است که فردی به امام جواد علیه‏السلام نامه نوشت و از امام علیه‏السلام خواست تا برایش دعا کرده و درباره چگونگی رفتار با پدر بد اخلاقش که از دشمنان اهل بیت علیهم‏السلام بود، او را راهنمایی کند. امام جواد علیه‏السلام در جواب نامه او چنین نوشت: «برایت دعا می‏کنم و از تو می‏خواهم با پدرت مدارا کنی و موجبات ناراحتی او را فراهم نسازی». حضرت در ادامه نامه او را دلداری داد که «در پس هر دشواری، آسانی است. بردبار باش که پیروزی از آنِ پرهیزکاران است».

دنیا از نگاه امام جواد(ع)

اگر مال و غیر آن‏را گذرا و چون امانتی بدانیم، هنگام به دست آوردنش، بیش از حد خوشحال نمی‏شویم و در از کف دادنش بی‏اندازه بی‏قرار نخواهیم شد. در نامه‏ای به امام جواد(ع) خبر رسید که مال التجاره گرانبهای ایشان به سرقت رفته است. امام(ع) در پاسخ نوشتند: «جان‏ها و اموال ما، موهبت‏های الهی و امانتی از جانب اویند. به هر میزان که از آنها بهره‏مند شویم سبب نشاط ماست و آنچه بدزدند یا از دست بدهیم، به گونه‏ای ذخیره ما و موجب اجر و ثواب می‏شود. از این‏رو، باید به خدا پناه برد و بر بی‏قراری خود چیره شد تا اجرمان تباه نشود».

 اصرار بر گناه

کسانی که به گناه و کجروی بی‏باکانه ادامه می‏دهند، خود را خارج از محدوده نظارت و حسابرسی الهی می‏دانند. غافل از اینکه، هیچ‏کس از گستره قدرت پروردگار بیرون نیست. اینان سرانجام شاهد نتایج زیانبار اعمالشان خواهند بود. به فرموده امام جواد(ع) «گناهکارانی که بر گناه خود اصرار می‏ورزند، گویا خویشتن را آسوده از توجه و تعقیب الهی می‏دانند. زیانکاران، چنین می‏پندارد و خود را آسوده می‏بیند».

گشاده‏رویی، ویژگی افراد بزرگوار

شخص گشاده‏رو نه تنها موجب انبساط خاطر خود و رضایت از زندگی می‏شود، بلکه قادر است، این احساس را به افراد پیرامون خود نیز منتقل کند و آنها را در این تجربه خوش‏آیند سهیم کند. اهمیت گشاده‏رویی به حدّی است که امام جواد(ع) داشتن این ویژگی را زینت‏بخش بزرگواران می‏داند و می‏فرماید: «گشاده‏رویی، زینت افراد بزرگوار است».

عوامل موفقیت و عدم پشیمانی

تفکر و اندیشه، مشورت، بررسی همه‏جانبه، پرهیز از شتاب‏زدگی و نیز برنامه‏ریزی و اقدام قاطعانه همراه با توکل به پروردگار، تضمین کننده موفقیت افراد در دست‏یابی به اهداف است. امام جواد(ع) در این‏باره به سه چیز تصریح می‏کنند: «پرهیز از شتابزدگی، مشورت و بهره‏گیری از نظر دیگران و توکل به خدا پس از تصمیم».

داوری و اظهار نظر ناآگاهانه

اظهار نظر و داوری درباره مسائلی که انسان به خوبی از آن آگاهی ندارد و نتیجه‏گیری بر اساس گمانه‏ها، نه تنها انسان را متهم به بیان مطالب بی‏پایه می‏کند، بلکه او را به پاسخگویی در درگاه الهی وا می‏دارد. بیشتر این قضاوت‏ها آلوده به افترا و برخاسته از شخصیتی حقیر است که برای اثبات ادعاهای خود، به استدلال‏های موهوم و قراین ضعیف متوسل می‏شود. حاصل چنین تلاش‏هایی، آمیختن حق و باطل و ایجاد سردرگمی و اختلاف در جامعه و سرانجام اتلاف نیروها، امکانات و قابلیّت‏های موجود اجتماعی است. امام جواد(ع) در بیانی روشنگر می‏فرمایند: «اگر نادان ساکت بماند، هیچ‏گاه مردم دچار اختلاف نمی‏شوند».

راه تحقق آرزو

پافشاری بر هدف، جهت‏دار کردن اندیشه و تلاش خستگی‏ناپذیر به میزان بسیار زیادی، تضمین کننده دست‏یابی به آرزوهاست. کسی که بر رسیدن به هدفی همت می‏گمارد و بدان متعهد می‏شود، بی‏تردید روزی شاهد مقصود را در آغوش خواهد کشید. چنین چیزی، نیاز به چشم‏پوشی و صرف‏نظر کردن از بسیاری از تمایلات و خواهش‏های آنی دارد؛ خواهش‏هایی که بر سر راه هدف قرار می‏گیرند. کسی که برای وصول به اهداف ارزشمند مصمم است، باید روح خویشتن‏داری را در خود پرورش دهد. نام دیگرِ این توانایی، تقوی است. امام جواد(ع) به نقل از جدّ بزرگوارشان امام علی(ع) می‏فرمایند: «هرکه نهال تقوی بکارد، میوه کامکاری می‏چیند».

 روایات

امام جواد علیه‏السلام می‏فرمایند:

فردی که تنها تکیه گاهش پروردگار باشد، به غنای واقعی می‏رسد و دیگران به او نیازمندند و هر آن کس که تقوا پیشه کند، مردم او را از جان و دل دوست می‏دارند.

شریف واقعی فردی است که باشرافتِ علم و دانش آراسته گردد و بزرگ‏واری حقیقی با فردی است که راه تقوا و خداشناسی پیش گیرد.

کم گویی، ننگ‏ها را می‏پوشاند و آدمی را از لغزش‏ها باز می‏دارد؛ آدمی در زیر زبان خود پنهان است و زبان است که راز آدمی را فاش می‏سازد.

کسی که از هوای نفس خود اطاعت کند، به دشمن خود فرصت دهد که به آرزوی دیرینه‏اش نایل گردد.

بدان که در هیچ شرایطی، از دیدگاه پروردگار مخفی نخواهی بود؛ اکنون ببین چگونه و در چه‏شرایطی به سر می‏بری.

گذشت زمان، پرده‏ها را کنار می‏زند و اسرار نهان را بر تو آشکار می‏سازد.

کسی که به زمانْ با دیده بدبینی نگاه کند و لب به ملامت روزگار بگشاید، ملامتش به درازا می‏کشد.

هرقدر نعمت پروردگار بر فردی فزونی گیرد، نیازها و چشم‏داشت‏های مردم نیز از او فزون‏تر می‏گردد، پس اگر او متحمل زحمتی نگردد، نعمت‏هایی که به او رسیده، رو به زوال می‏رود.

دین‏شناسی، قیمت هر متاع گران‏قدر و نردبان ترقی برای دست‏یابی به هر مقام بلند پایه‏ای است که برای بشر قابل تصوّر می‏باشد.

 

+ نوشته شده توسط سرخ در جمعه دوازدهم تیر 1388 و ساعت 5:2 بعد از ظهر |

 

هزار جان گرامي ، فــداي جــود جــواد                  دل شكسته خود بسته ام به بود جـــواد

هماره مي رسد از كائنات و مخلوقـــات                 نداي ذكر و ثنا ، مدحت و درود جــــواد

همه خلايق عالم ، غريق نعمت اوســت                 چرا كه نيست حدودي براي جود جـــواد

وصي حجت هشتم ، ســــــلاله زهـــــرا                خداي حي توانا بــــــود شهــــود جــــواد

شب تولد درياي جـود و احسان اســــت                رسد به گوش سماواتيان ، سرود جــواد

در اين ولادت چشـم و چراغ بزم وصال                شده است شاد ، دل والي و دود جـــــواد

از انكه سجده شكـرش ، فضل خداســت                قبول حضرت جانان شده سجود جـــــواد

قدم به عرشه زين بــراق نــــور نهــــاد               به سوي حضرت سبحان بود صعود جواد

ز ذيل فضل و عنايات او ندارم دســـــت                كه زنده ام به عنايات و هم وجود جـــواد

به اشك ديده بشويم دفاتـــــــر گنهــــــم                كه متصل شده قطره به بحر جود جــــواد

 

+ نوشته شده توسط سرخ در جمعه دوازدهم تیر 1388 و ساعت 4:39 بعد از ظهر |
 

در كارهاي خصوصي متولدين فروردين ماه دخالت نكنيد
متولدين فروردين ماه به دنبال ارضاي خواسته‌ها وتوقعات خود هستند و در اين زمينه، بسيار خودمحور و خودبين به شمار مي‌آيند. هرگز نگذاريد متولدين فروردين ماه به راحتي دل شما را به دست آورند، وگرنه به همان آساني نيز شما را از دست خواهند داد و تا ابد فراموش‌تان مي‌كنند. آنها به سمت افرادي جذب مي‌شوند كه شخصيتي مستقل و آزاده از خود بروز دهند. هر روز براي آنها به منزله آغازي جديد است، پس خودتان را آماده مواجهه با هر واكنش غيرمنتظره از سوي آنها كنيد. در مقابل آنها، سربلند و مغرور ظاهر شويد. هميشه آنها را تحسين كنيد و به وجودشان افتخار نماييد. هرگز مزاحم آنها نشويد و در كارهاي خصوصي‌شان دخالت نكنيد. آنها را مورد انتقاد قرار ندهيد و دوستانشان را هم بپذيريد و از آنها خرده نگيريد. هرگز از آنها پول قرض نگيريد. اگر به درخواست‌هاي آنها، پاسخ منفي دهيد، بايد منتظر مشاهده واكنش‌هايي بسيار تند و غيرمنطقي از سوي آنها باشيد

حس حسادت ارديبهشتي‌ها را تحريك نكنيد
متولدين ارديبهشت تابع احساسات و عواطف دروني‌شان هستند و در عين حال به احساسات طرف مقابلشان نيز احترام كامل مي‌گذارند. از اين رو، همسران آنها بسيار خوشبخت خواهند بود. آنها عاشق مواد غذايي هستند و غذا خوردن، براي آنها بسيار محترم است، پس تا جاي ممكن، غذاهاي مورد علاقه‌شان را بپزيد. براي راه يافتن به قلب آنها محيطي خيال‌انگيز به همراه يك موسيقي رمانتيك و آرام و چند شمع در گوشه‌اي فراهم آوريد محبت كردن ولي لي به لا لا گذاشتن آنها را هرگز فراموش نكنيد. آنها هميشه و در همه حال به ياد دوستانشان هستند و هر گز نمي‌گذارند كه آنها به حال خود رها شوند. پس، شما هم در همه حال حامي و ياور آنها باشيد . آنها بسيار سخاوتمند هستند، به خصوص نسبت به همسر و عزيزانشان، پس انتظار گرفتن هداياي متعدد را از سوي آنها داشته باشيد. بي‌جهت و ناخالصانه آنها را تحسين نكنيد. آنها در هنگام آغاز اين ارتباط، بسيار كند و تدريجي پيش مي‌روند پس اگر صبر و حوصله به خرج دهيد، با صميميت و محبت عميق و خالصانه و ابدي آنها مواجه خواهيد شد. هرگز و تحت هيچ شرايطي، به آنها دروغ نگوييد، آنها هيچ وقت نمي‌توانند افراد دروغگو را ببخشند. آنها افرادي وابسته و احساساتي هستند و همسري مثل خود مي‌خواهند. هرگز آنها را به اجبار وادار به گرفتن تصميم نكنيد، وگرنه تبديل به افرادي لجوج و بسيار سرسخت مي‌شوند. ارديبهشتي‌ها زماني ارتباطي را آغاز مي‌كنند كه مطمئن باشند كه تا ابد آن را حفظ خواهند كرد. هرگز و تحت هيچ شرايطي حس حسادت آنها را تحريك نكنيد وگرنه تا ابد آنها را از دست خواهيد داد.....


خردادي‌ها به سمت افرادي فرهيخته جذب مي شوند
متولدين خردادماه از راه‌هاي عجيب و پيش‌بيني نشده، به دنبال ارضاي خواسته‌هاي خود و دستيابي به محبت هستند. آنها از داشتن دوستان متعدد و ارتباطات متفاوت به وجد مي‌آيند. براي راه يافتن به قلب آنها، بايد سخت تلاش كنيد، چون آنها از دست و پنجه نرم كردن با هر چالشي لذت وافر مي‌برند. آنها ذاتا به سمت افراد فرهيخته و صاحب نظر جذب مي‌شوند. آنها از گفت‌وگوهاي طولاني شب هنگام لذت مي‌برند. اگر مايليد ارتباطتان را با آنها حفظ كنيد، بايد گاه و بيگاه آنها را به حال خود رها كنيد و در حقيقت، آنها را از آزادي طبيعي‌شان محروم نسازيد. هميشه چيزهاي تازه و جديدي برايشان فراهم آوريد تا دچار يكنواختي در يك ارتباط نشوند، در غير اين صورت به محض كسل شدن از طرف مقابلشان دل زده مي‌شوند و بي‌درنگ، آن ارتباط را قطع مي‌كنند. زماني كه آنها با شما حرف مي‌زنند، شنونده خوبي برايشان باشيد. از پيروي از آداب قديمي و كهنه دست بكشيد و در عوض با جريان نوين روز پيش برويد تا هميشه در قلبشان جاي خاصي داشته باشيد

تحت هيچ شرايطي متولد تير ماه را دست نيندازيد
متولدين تير ماه براي ارضاي خواسته خود به دنبال عشق و محبت خالص، حقيقي و ابدي هستند. آنها از دريافت گل و هداياي مختلف لذت زياد مي‌برند. به آنها توجه زيادي نشان دهيد از اين كه ساعات طولاني را با همسر يا عزيزانشان در محيطي صميمي و گرم سپري كنند، خيلي به وجد مي‌آيند. آنها عاشق خانه و خانواده‌شان هستند. هميشه تاريخ‌هاي مهم مثل سالگرد تولد، ازدواج يا اولين روز آشنايي‌تان را به ياد داشته باشيد و به آنها هديه بدهيد. آنها دوست دارند مورد عشق و علاقه كامل طرف مقابلشان قرار بگيرند پس به آنها عشق بي قيد و شرط بورزيد و محبت كنيد. آنها از دريافت كارت‌هاي تبريك در مواقع مختلف لذت مي‌برند. هرگز و تحت هيچ شرايطي، آنها را دست نياندازيد و مسخره‌شان نكنيد. ممكن است شوخي‌هاي شما را خيلي جدي بگيرند و احساساتشان خدشه‌دار شود. اگر موقعيت و شرايط مناسب در اختيار آنها قرار بگيرد، ممكن است برخي مواقع خاص تبديل به افرادي فريب كار شوند. آنها روابط دوستانه تدريجي را ترجيح مي‌دهند. همواره به اعضاي خانواده آنها احترام بگذاريد تا مورد احترام آنها قرار بگيريد

مردادي ها عاشق دريافت گل و هديه و توجه هستند
متولدين مرداد ماه براي ارضاي خواسته‌هاي خود مايلند همواره و تحت هر شرايطي مورد تاييد و تحسين قرار بگيرند و محبت و حمايت محض طرف مقابلشان را خواهانند. هميشه اطمينان حاصل كنيد كه از زيبايي آنها به حد كافي تعريف و تمجيد به عمل مي‌آوريد. آنها عاشق دريافت گل و هداياي مختلف هستند. آنها مايلند هميشه و در همه حال، كانون توجهات افراد را به خود اختصاص دهند. از اين رو در يك رستوران، ميزها و صندلي‌هاي وسط را انتخاب مي‌كنند تا در معرض ديد همه قرار بگيرند. آنها افرادي بسيار پر جنب وجوش و فعال هستند، از اين رو ساعات خوابشان كمتر از حد معمول است. در كنار آنها تا جاي ممكن مطيع و فرمان‌بردار باشيد چرا كه آنها خواهان برخورداري از تسلط كامل در يك ارتباط هستند. آنها از برقراري مراودات متعدد لذت مي‌برند و اهل معاشرت و گفت و گو با اطرافيان هستند، ولي دوست ندارند كه طرف مقابلشان را در چنين وضعيتي مشاهده كنند. همواره به آنها ابراز علاقه كنيد و بگوييد كه چقدر برايتان ارزشمند هستند. اگر به آنها بي‌اعتنايي و بي‌توجهي نشان دهيد، بي‌درنگ با طغيان‌هاي بي‌امان و غيرقابل كنترل آنها مواجهه مي‌شويد. هميشه كاري كنيد كه آنها در كانون توجهات قرار بگيرند، وگرنه احساس حسادت شديدي به سراغشان مي‌آيد آنها هميشه از غرور، نخوت و تكبر كاذبي برخوردارند، پس به جاي سعي در عوض كردنشان بهتر است اين خصيصه‌شان را به همان شكل بپذيريد و همواره اين احساس را در آنها تقويت كني

شهريوري ها و يك زندگي آرام و بدون ماجرا
متولدين شهريور ماه براي ارضاي خواسته‌هاي خود با احتياط كامل، سنجيده، عقلايي و تدريجي عمل مي‌كنند آنها خواهان مشاهده حد كمال در طرف مقابلشان هستند. در كنار آنها، صبر و شكيبايي را ياد خواهيد گرفت و به همان شكل با آنها بايد رفتار كنند. از آن جايي كه آنها از به هم ريختگي، بي‌نظمي و شلوغي بيزارند بايد هميشه محل زندگي‌شان را تميز و مرتب نگه داريد. آنها فقط خواهان عشق و محبت از سوي عزيزانشان نيستند، بايد اطمينان حاصل كنند كه شما صميمي‌ترين و بهترين دوستشان نيز هستيد. هرگز به زور خوراكي‌اي به آنها ندهيد كه دوست ندارند، چون آنها نسبت به برنامه غذايي و سلامت و تندرستي‌شان بسيار حساس هستند. آنها خواهان برخورداري از يك زندگي آرام و بدون ماجرا هستند، از اين رو دوست ندارند در كانون توجهات قرار بگيرند

براي هر تصميمي به متولد مهر ماه فرصت دهيد
متولدين مهرماه براي ارضاي خواسته‌هاي خود به دنبال ابراز علاقه‌هاي آتشين و صميمانه هستند و از محيط‌هاي رمانتيك و خيال‌انگيز لذت زيادي مي‌برند. اگر مي‌خواهيد راهي به قلب آنها باز كنيد، بايستي ميزان علاقه‌تان را نسبت به انواع هنرها و موسيقي افزايش دهيد، در اين صورت مورد تحسين آنها خواهيد گرفت هميشه و در همه حال از آنها تعريف و تمجيد به عمل آوريد. قبل از شروع هر كاري، عقيده و نظر آنها را بپرسيد، چون هميشه و در هر زمينه‌اي حرفي براي گفتن دارند آنها افرادي تعلل ورز و مسامحه كار هستند و گاهي بي‌جهت امروز و فردا مي‌كنند و انجام برخي از كارها را پشت گوش مي‌اندازند. از اين رو، در تصميم‌گيري‌ها تا حدي مغرور و متكبر مي‌شوند. ولي بهتر است در اين طور مواقع به روي خودتان نياوريد و اعتراضي نكنيد. آنها بايد براي گرفتن هر تصميمي مدت زيادي فكر كنند و به زمان زيادي در اين زمينه نياز دارند

آباني ها سريع دل بسته و سريع تر دل مي‌كنند
متولدين آبان ماه براي ارضاي خواسته‌هاي خود گاهي نسنجيده و آني عمل مي‌كنند. در واقع، به همان سرعتي كه دل مي‌بازند، سريع‌تر دل مي‌كنند! آنها معمولا خواهان عشق در يك نگاه هستند و به سرعت عاشق مي‌شوند. هميشه آماده باشيد تا در مورد عميق‌ترين خواسته‌هاي دروني، اسرار زندگي و روياهاي شخصيتان با آنها صحبت و تبادل نظر كنيد. آنها خواهان مشاهده شور و شوق وافر در وجودتان هستند. آنها عاشق سفر و تفريح هستند و اگر پا به پاي آنها پيش نرويد، بدون شك تركتان مي‌كنند. آنها در هنگام كار مايلند موسيقي بلندي بشنوند. مردان متولد آبان ماه مايلند در طول روز هزاران مرتبه از شما ابراز علاقه ببينند تا خيالشان راحت شود. هرگز و تحت هيچ شرايطي حس حسادت آنها را تحريك نكنيد، وگرنه با واكنشي به مراتب بدتر از سوي آنها مواجهه خواهيد شد. به سرعت و قبل از آن كه دريابيد چه اتفاقي افتاده تركتان مي‌كنند. در حقيقت، سريع دل بستن و سريع‌تر دل كندن، يكي از عادات هميشگي آنها محسوب مي‌شود

متولد آذر ماه عاشق پياده روي و پيك نيك است
متولدين آذر ماه براي ارضاي خواسته‌هاي خود، به دنبال يادآوري‌هاي مداوم هستند. به آنها آزادي كامل دهيد و هرگز مانع پيشرفت و موفقيت‌شان نشويد. آنها از پياده‌روي‌هاي طولاني در كنار ساحل و مناطق خوش آب و هوا و ييلاقي لذت مي‌برند. آنها از سفرهاي كوتاه و پيك‌نيكي لذت مي‌برند و مايلند تعطيلات آخر هفته‌شان را خارج از شهر سپري كنند. آنها از افراد سرزنده، پرتحرك، شاد و پرشور خوششان مي‌آيد اگر در كنارشان حالت غمگين و دل مُرده به خود بگيريد، در واقع به دست خود آنها را فراري داده‌ايد. آنها از سربه سر گذاشتن با ديگران لذت مي‌برند و اهل لطيفه‌گويي و مزاح هستند، پس شما هم اين ويژگي‌ها را در خود تقويت نماييد هرگز اشتباهات و خطاهايشان را به خودشان گوشزد نكنيد وگرنه به شدت آزرده خاطر و دلخور مي‌شوند. آنها از فضاهاي كوچك، محدود و سربسته بدشان مي‌آيد. هرگز آنها را با عجله و شتاب زده وادار به انجام كاري نكنيد، آنها براي انجام هر كاري به زمان نياز دارند و بايستي با آرامش خاطر كامل هر كاري را صورت دهند

سرقول خود به دي ماهي ها بمانيد
متولدين دي ماه براي ارضاي خواسته‌هاي خود ابتدا، بايستي فكر و ذهن‌شان را سر وسامان دهند تا توجه و حواسشان روي موضوع خاصي متمركز شود. سر و وضع ظاهري براي آنها، از اهميت خيلي زيادي برخوردار است، از اين رو براي راه يافتن به قلبشان بايد دريابيد كه چه چيزي را دوست دارند و سپس خود را به آن شكل در آوريد. آنها علاقه شديدي به كارشان دارند و شما هم بايستي به شغل و پيشه آنها اهميت زيادي بدهيد. آنها خواهان دريافت هديه هستند، ولي تنها از گرفتن كادوهاي گران‌قيمت به وجد مي‌آيند. هرگز و تحت هيچ شرايطي اعصابشان را خرد نكنيد چون بسيار خشمگين و بدخلق مي‌شوند و طغيان‌هاي عصبانيت‌شان غير قابل كنترل است. آنها در پذيرفتن هر گونه مسئوليت و تعهدي، بسيار كند عمل مي‌كنند پس صبر و حوصله زياد به خرج دهيد. زماني كه در كنارشان در جمعي هستيد، حسابي مراقب اعمال و رفتارشان باشيد، چرا كه از خجالت زده و شرمنده شدن در مقابل ديگران بيزارند. هميشه و تحت هر شرايطي سر قولي كه با آنها مي‌بنديد بايستيد و زير عهد و پيمانتان نزنيد

بهمني ها حساس و نكته سنج
متولدين بهمن ماه براي ارضاي خواسته‌هاي خود، نياز به شريكي ماجراجو دارند. آنها براي پيشرفت و موفقيت به فضاي عمل گسترده‌اي نياز دارند، و گرنه غمگين و افسرده مي‌شوند. آنها از درگير در علت‌ها و معلول‌ها لذت مي‌برند. پس، طوري عمل كنيد كه نشان دهيد كه به اين علاقه‌شان اهميت مي‌گذاريد. آنها از چيزهاي پيش‌بيني نشده و غيرمترقبه لذت مي‌برند و دوست دارند كه گاه و بيگاه غافلگير شوند. آنها در كل از هر چيز نامتعارف و منحصر به فردي به وجد مي‌آيند . آنها از صحبت و گفت و گو لذت مي‌برند، پس در هنگام صحبت‌شان، آنها را تشويق به ادامه دادن كنيد. نسبت به آنها خيلي سخت‌گير و موشكافانه عمل نكنيد وگرنه دست و پاي خود را گم مي‌كنند. در عين حال تمايل به پرحرفي و به اصطلاح روده‌درازي كردن در آنها وجود دارد در هنگام صحبت از آنها حسابي مراقب سخناني باشيد كه به زبان مي‌آوريد، چون بيش از حد حساس و نكته‌سنج هستند. هرگز و تحت هيچ شرايطي درصدد عوض كردن عقيده آنها بر نياييد، چون آنها مي‌توانند بسيار سرسخت و يكدنده شوند

متولد اسفند را به تماشاي فيلم اكشن نبريد
متولدين اسفند ماه براي ارضاي خواسته‌هاي خود، به وفور تغيير عقيده مي‌دهند و از اين شاخه به آن شاخه مي‌پرند و گاهي اوقات رفيق نيمه راه شما مي‌شوند. آنها از تماشاي تئاتر و بازديد از موزه‌ها لذت مي‌برند و اين مكان‌ها در واقع پاتوق مورد علاقه‌شان محسوب مي‌شوند. آنها از تماشاي فيلم‌هاي سوزناك و رمانتيك به وجد مي‌آيند، از اين رو هرگز آنها را به تماشاي فيلم‌هاي اكشن و پر زد و خورد نبريد. آنها هرگز از يافتن نيمه گمشده خود نااميد نمي‌شوند و تا او را نيابند، دست از تلاش سرسختانه خود بر نمي‌دارند. تحت هر شرايطي بايد با آنها احساساتي و عاطفي برخورد كنيد تا عميقا آزرده‌خاطر و دلخور نشوند. هرگز با خشونت با آنها رفتار نكنيد. آنها علاقه چندان به حل و فصل مسايل مالي ندارند و ترجيح مي‌دهند كه اين طور مسايل را به شريك زندگي‌شان بسپارند و خود از آن دور بمانند. آنها افرادي خيال‌پرداز هستند كه به جاي زندگي در دنياي مادي، در عالم معنويت به سر مي‌برند. اگر مي‌خواهيد هديه‌اي به آنها بدهيد كه مورد توجه‌شان قرار بگيرد، بهتر است چيزي هنري مثل يك تابلوي زيباي نقاشي برايشان بخريد. آنها مايلند مثل شاهزاده‌ها زندگي كنند و به همراه چند شاخه گل رز در حالي كه مقابل‌شان زانو زده‌ايد از آنها خواستگاري كنيد. بله، آنها مثل سيندرلاي قصه‌ها منتظر شاهزاده‌اي سوار بر اسب سپيد هستند و همواره خود را در قصر روياهايشان مجسم مي‌كنند



+ نوشته شده توسط سرخ در سه شنبه نهم تیر 1388 و ساعت 3:22 قبل از ظهر |
 

بامدادان بهاری لس آنجلس شايد پاسخ اين سؤال را که چرا ايرانيان اين شهر را برای مهاجرت برگزيده اند حدود زيادی روشن کند.

آب و هوای اين شهر بيش از هر چيز يادآور شمال ايران است، حال و هوای شهر هم با سليقه ايرانی بسيار سازگار به نظر می آيد: خيابانهای پهن و خانه های بزرگ و جادار، همان چيزهايی که ايرانيان اروپا از نبود آن ابراز نارضايتی می کنند.

ايرانيهای شهر نيز به همين دلائل اذعان دارند و می گويند که اين عوامل در جلب ايرانيان به لس آنجلس نقش مهمی داشته است.

به نقل از بي بي سي از شمار ايرانيان لس آنجلس آمار دقيقی در دست نيست و آمارها در اين زمينه بين 350 هزار تا هشتصد هزار در نوسان است.

ايرانيها از دهها سال پيش برای تحصيل به دانشگاههای لس آنجلس می رفته و پس از فارغ التحصيلی به ايران باز می گشته اند.

با وقوع انقلاب و تغيير نظام سياسی در ايران، بسياری از همين ايرانيان دانشجو و فارغ التحصيل در لس آنجلس ماندگار شدند و پايگاهی برای مهاجرت اعضای خانواده و خويشاوندانشان به اين شهر شدند.

بدين ترتيب جامعه کنونی ايرانی لس آنجلس شکل گرفت.

حضور ايرانيان در لس آنجلس بيش از هر جای ديگر شهر در محله وست وود به چشم می خورد که تعداد بسيار زيادی مغازه و رستوران و آرايشگاه و ... ايرانی در آن به چشم می خورد.

وست وود از محله های گرانقيمت لس آنجلس است و در مقياسهای لس آنجلسی، با هاليوود و بورلی هيلز که ستارگان سينما و ثروتمندان در آن زندگی می کنند فاصله زيادی ندارد.

ايرانيهايی که سابقه اقامت بيشتری در لس آنجلس دارند و ايرانيان ثروتمند، اغلب در اين محله زندگی می کنند و تعداد بسيار زيادی ايرانی ديگر نيز در ساير محلات شهر پراکنده اند.

اين در حالی است که ايرانيان مهاجر عموماً علاقه چندانی به گردآمدن در محله ای واحد و زندگی به صورت جامعه اقليت ندارد و به نظر می رسد، لس آنجلس تنها شهر جهان باشد که ايرانيان در آن يکجا گردآمده و محله تشکيل داده اند.

نکته جالب در لس آنجلس اين است که می توانيد در اين شهر يک عمر زندگی کنيد و تمام امور زندگی تان را بگذرانيد بدون اينکه نيازی به زبان انگليسی داشته باشيد.

از خواروبار فروش و سلمانی و چلوکبابی گرفته تا لوله کش و جراح و روانشناس و پيشخدمت، از نوع ايرانی اش موجود است.

می شود اخبار را هم از راديو و تلويزيون و روزنامه ايرانی دنبال کرد.

انواع و اقسام احزاب و دسته جات سياسی، مسجد و کليسا و کنيسه و هر چيز ديگری که لازمه زندگی اجتماعی است از نوع ايرانی اش وجود دارد و واقعاً می توان جامعه ايرانی لس آنجلس را کشوری در دل يک کشور ديگر به حساب آورد.

ايرانيان را از هر طبقه اجتماعی، مذهب و قوميتی می توان در لس آنجلس يافت.

 

+ نوشته شده توسط سرخ در جمعه بیست و نهم خرداد 1388 و ساعت 6:42 بعد از ظهر |
 

مسأله عقیده به ظهور مصلحى جهانى در پایان دنیا امرى عمومى و همگانى است، و اختصاص به هیچ قوم و ملّتى ندارد. سر منشأ این اعتقاد کهن و ریشه دار، علاوه بر اشتیاق درونى و میل باطنى هر انسان ـ که به طور طبیعى خواهان حکومت حقّ و عدل، و برقرارى نظام صلح و امنیّت در سرتاسر جهان است ـ نویدهاى بى شائبه پیامبران الهى در طول تاریخ بشریّت به مردم مؤمن و آزادى خواه جهان است.
تمام پیامبران بزرگ الهى در دوران مأموریّت الهى خود به عنوان جزیى از رسالت خویش به مردم وعده داده اند که در آخر الزمان و در پایان روزگار، یک مصلح بزرگ جهانى ظهور خواهد نمود و مردمان جهان را از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات خواهد داد و فساد، بى دینى و بى عدالتى را در تمام جهان ریشه کن خواهد ساخت و سراسر جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد.
سیرى کوتاه در افکار و عقاید ملل مختلف جهان مانند: مصر باستان، هند، چین، ایران و یونان و نگرش به افسانه هاى دیگر اقوام مختلف بشرى، این حقیقت را به خوبى روشن و مسلّم مى سازد که همه اقوام مختلف جهان با آن همه اختلاف آرا، عقاید و اندیشه هاى متضادّى که با یکدیگر دارند، در انتظار مصلح موعود جهانى، بسر مى برند.
اینک براى این که در باره این موضوع سخنى به گزاف نگفته باشیم فهرست مختصرى از بازتاب این عقیده را در میان اقوام و ملل مختلف جهان در اینجا مى آوریم:

 
1 ـ ایرانیان باستان معتقد بودند که: «گرزا سپه» قهرمان تاریخى آنان زنده است و در «کابل» خوابیده، و صد هزار فرشته او را پاسبانى مى کنند تا روزى که بیدار شود و قیام کند و جهان را اصلاح نماید.
2 ـ گروهى دیگر از ایرانیان مى پنداشتند که: «کیخسرو» پس از تنظیم کشور و استوار ساختن شالوده فرمانروایى، دیهیم پادشاهى به فرزند خود داد و به کوهستان رفت و در آنجا آرمیده تا روزى ظاهر شود و اهریمنان را از گیتى براند.
3 ـ نژاد اسلاو بر این عقیده بودند که از مشرق زمین یک نفر برخیزد و تمام قبایل اسلاو را متّحد سازد و آنها را بر دنیا مسلّط گرداند.
4 ـ نژاد ژرمن معتقد بودند که یک نفر فاتح از طوایف آنان قیام نماید و «ژرمن» را بر دنیا حاکم گرداند.
5 ـ اهالى صربستان انتظار ظهور «مارکو کرالیویچ» را داشتند.
6 ـ برهمائیان از دیر زمانى براین عقیده بودند که در آخر زمان «ویشنو» ظهور نماید و بر اسب سفیدى سوار شود و شمشیر آتشین بر دست گرفته و مخالفین را خواهد کشت، و تمام دنیا «برهمن» گردد و به این سعادت برسد.
7 ـ ساکنان جزایر انگلستان، از چندین قرن پیش آرزومند و منتظرند که: «ارتور» روزى از جزیره «آوالون» ظهور نماید و نژاد «ساکسون» را در دنیا غالب گرداند و سعادت جهان نصیب آنها گردد.
8 ـ اسن ها معتقدند که پیشوایى در آخر الزمان ظهور کرده، دروازه هاى ملکوت آسمان را براى آدمیان خواهد گشود.
9 ـ سلت ها مى گویند: پس از بروز آشوبهایى در جهان، «بوریان بور ویهیم» قیام کرده، دنیا را به تصرّف خود درخواهد آورد.
10 ـ اقوام اسکاندیناوى معتقدند که براى مردم دنیا بلاهایى مى رسد، جنگهاى جهانى اقوام را نابود مى سازد، آنگاه «اودین» با نیروى الهى ظهور کرده و بر همه چیره مى شود.
11 ـ اقوام اروپاى مرکزى در انتظار ظهور «بوخص» مى باشند.
12 ـ اقوام آمریکاى مرکزى معتقدند که: «کوتزلکوتل» نجات بخش جهان، پس از بروز حوادثى در جهان، پیروز خواهد شد.
13 ـ چینى ها معتقدند که «کرشنا» ظهور کرده، جهان را نجات مى دهد.
14 ـ زرتشتیان معتقدند که: «سوشیانس» (نجات دهنده بزرگ جهان) دین را در جهان رواج دهد، فقر و تنگدستى را ریشه کن سازد، ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم فکر و هم گفتار و هم کردار گرداند.
15 ـ قبایل «اى پوور» معتقدند که: روزى خواهد رسید که در دنیا دیگر نبردى بروز نکند و آن به سبب پادشاهى دادگر در پایان جهان است.
16 ـ گروهى از مصریان که در حدود 3000 سال پیش از میلاد، در شهر «ممفیس» زندگى مى کردند، معتقد بودند که سلطانى در آخرالزمان با نیروى غیبى بر جهان مسلّط مى شود، اختلاف طبقاتى را از بین مى برد و مردم را به آرامش و آسایش مى رساند.
17 ـ گروهى دیگر از مصریان باستان معتقد بودند که فرستاده خدا در آخر الزمان، در کنار خانه خدا پدیدار گشته، جهان را تسخیر مى کند.
18 ـ ملل و اقوام مختلف هند، مطابق کتاب هاى مقدّس خود، در انتظار مصلحى هستند که ظهور خواهد کرد و حکومت واحد جهانى را تشکیل خواهد داد.
19 ـ یونانیان مى گویند: «کالویبرگ» نجات دهنده بزرگ، ظهور خواهد کرد، و جهان را نجات خواهد داد.
20 ـ یهودیان معتقدند که در آخر زمان «ماشیع» (مهدى بزرگ) ظهور مى کند و ابد الآباد در جهان حکومت مى کند، او را از اولاد حضرت اسحاق مى پندارند، در صورتى که «تورات»، کتاب مقدّس یهود، او را صریحاً از اولاد حضرت اسماعیل دانسته است.
21 ـ نصارا نیز به وجود حضرت مهدى(علیه السلام) قایلند ومى گویند: او در آخر الزمان ظهور خواهد کرد و عالم را خواهد گرفت، ولى در اوصافش اختلاف دارند.
آنچه از نظر خوانندگان گرامى گذشت ـ گرچه همه آنها با حضرت مهدى(علیه السلام)کاملاً تطبیق نمى کند و حتّى برخى از آنها اصلاً با مهدى موعود اسلام وفق نمى دهد. ـ از یک حقیقت مسلّم حکایت مى کند و آن این که:
این افکار و عقاید و آرا که همه آنها با مضمون هاى مختلف، از آینده اى درخشان و آمدن مصلحى جهانى در آخر الزمان خبر مى دهند، نشانگر این واقعیّت است که همه آنها در واقع از منبع پر فیض وحى سرچشمه گرفته است، و لکن در برخى از مناطق دور دست که شعاع حقیقت در آنجا کمتر تابیده است در طول تاریخ به تدریج از فروغ آن کاسته شده، و فقط کلّیاتى از نویدهاى مهدى موعود و «مصلح جهانى» در میان ملّتها به جاى مانده است.
البته سالم ماندن این نویدها در طول قرون متمادى، خود بر اهمیّت موضوع مى افزاید، و ظهور مصلح جهانى را قطعى تر مى کند.
بنابراین، عقیده به ظهور مبارک حضرت مهدى(علیه السلام) در آخر الزمان یک عقیده عمومى است و اگر کلمه «مهدى» و واژه هاى دیگر را ـ که پیروان سایر ادیان و مذاهب مختلف جهان بر آن حضرت اطلاق مى کنند ـ از قالب اصطلاح اختصاصى آنها درآوریم، و آن حضرت را «نجات بخش بزرگ آسمانى» یا «مصلح جهانى» و یا «رهایى بخش غیبى» بنامیم، اختلاف اسمى هم رفع مى شود.

 

+ نوشته شده توسط سرخ در جمعه بیست و دوم خرداد 1388 و ساعت 4:36 بعد از ظهر |
 

فرمان الهي بر خلقتي مبارك

روزى رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم در «ابطح» نشسته بود، جبرئیل نازل شد و عرض کرد: خداوند بزرگ، بر تو سلام فرستاده و مى‏فرماید: چهل شبانه روز از خدیجه کناره‏گیرى کن و به عبادت و تهجد مشغول باش. پیغمبر اکرم بر طبق دستور خداوند حکیم، چهل روز به خانه‏ى خدیجه نرفت. و در آن مدت، شبها به نماز و عبادت مى‏پرداخت و روزها روزه‏دار بود.
توسط عمار براى خدیجه پیغام فرستاد که اى بانوى عزیز، کناره‏گیرى من از تو بدان جهت نیست که کدورتى داشته باشم، تو همچنان عزیز و گرامى هستى. بلکه در این کار از دستور پروردگار جهان اطاعت مى کنم، و خدا به مصالح آگاهتر است. اى خدیجه، تو بانوى بزرگوار هستى که خداوند، در هر روز چندین مرتبه به وجود تو بر فرشتگان خویش مباهات مى‏کند. شبها درب خانه را ببند و در بستر استراحت کن و منتظر دستور پروردگار عالم باش. من در این مدت در خانه‏ى فاطمه دختر اسد خواهم ماند.
خدیجه بر طبق دستور رسول خدا رفتار کرد و در آن مدت از مفارقت همسر محبوب خویش و اندوه تنهایى مى‏گریست.
چون چهل روز بدین منوال سپرى شد، فرشته‏ى خدا فرود آمد. غذائى از بهشت آورد و عرض کرد:
امشب از این غذاهاى بهشتى تناول کن.
رسول خدا با آن غذاهاى روحانى و بهشتى افطار کرد. هنگامیکه برخاست تا آماده‏ى نماز و عبادت شود، جبرئیل نازل شد و عرض کرد:
اى رسول گرامى خدا، امشب از نماز مستحبى بگذر و به سوى خانه‏ى خدیجه حرکت کن زیرا خدا اراده نموده که از صلب تو فرزند پاکیزه‏اى بیافریند.
پیغمبر اکرم با شتاب رهسپار خانه‏ى خدیجه شد.
خدیجه مى‏گوید: در آن شب طبق معمول، درب خانه را بسته و در بستر استراحت کرده بودم. ناگهان صداى کوبیدن در بلند شد. گفتم: کیست؟ که جز محمد (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) کسى سزاوار نیست درب این خانه را بکوبد. آهنگ دلنشین پیغمبر بگوشم رسید که فرمود: باز کن، محمد هستم. شتابان در را باز کردم. با روى گشاده وارد خانه شد. طولى نکشید که نور فاطمه علیهاالسلام از صلب پدر به رحم مادر وارد شد.
مطلب دیگر آنکه: اعتکاف چهل روزه حضرت در خانه فاطمه بنت اسد، و شب زنده‏دارى و روزه‏هاى مکرر و کناره‏گیرى از مردم و از همسر بزرگوارش خدیجه، شباهتى به دوران آغازین نزول وحى و روزهاى نخستین قبل از بعثت داشت آرى: در آن ایام آماده پذیرش تحفه الهى بود که بزودى منشا پیدایش امامت و ولایت مى‏شد بلکه او ریشه اصلى درخت نبوت بود، همانگونه که از حضرت باقر علیه‏السلام وارد شده است.(1)
مطلب دیگر آنکه حضرت سنت و روش همیشگى خود را در هنگام افطار ترک کرده و آن غذا را به خود اختصاص داده و دیگران را از ورود به آن خانه منع کرد.
نکته دیگر آنکه: سنت خود را در تطهیر و وضو گرفتن به هنگام ورود به خانه و آماده شدن براى نماز قبل از خوابیدن ترک کرد که این رها کردن سنت جاریه دلالت بر اهمیت آن موضوع دارد.

 
   1- طریحى، مجمع‏البحرین، ماده شجر.
 
 

 
 
چگونگي و كيفيت تولد حضرت زهرا (س):
 
دوران باردارى حضرت خدیجه سلام‏اللَّه‏علیه سپرى گشت، زمان وضع حمل فرارسید، حضرت خدیجه سلام‏اللَّه‏علیه براى زنان قریش پیام فرستاد تا بیایند و او را در امر وضع حمل کمک کرد و کارهاى مربوط به این برهه که مخصوص زنان است برعهده گیرند. اما زنان قریش پاسخ دادند که ما نخواهیم آمد، چرا که سخن ما را نشنیده انگاشتى و با محمد صلى اللَّه علیه و آله یتیم ابوطالب، پیمان زناشوئى بستى. خدیجه از این پاسخ رنجیده خاطر گشت، اما در یکى از همین روزها در حالى که او همچنان در بستر آرمیده بود، چهار زن گندمگون و بلندبالا مشاهده نمود که بر او وارد شدند. خدیجه که از دیدن آنان در هراس شده بود به تکاپو افتاد اما یکى از زنان او را آرام نمود و گفت: اى خدیجه! اندوهگین و هراسناک مباش، ما از جانب خدا به سویت آمده‏ایم و خواهران تو هستیم، من ساره همسر ابراهیم خلیلم و این آسیه همسر فرعون است و آن یکى مریم دختر عمران و چهارمین ما صفورا دختر شعیب است. در این هنگام چهار زن در چهار سوى خدیجه سلام‏اللَّه‏علیه قرار گرفتند و حضرت خدیجه سلام‏اللَّه‏علیه حمل خود را بر زمین نهاد و نورى از او ساطع گردید که شرق و غرب عالم پرتوافکن شد. نورى که به خانه‏هاى مکه راه یافت و همه را در حیرت فروبرد. پس از آن ده فرشته همراه با طشت و ابریقى مملو از آب کوثر از آسمان فرود آمدند. آن بانویى که در پیش روى خدیجه قرار داشت مولود را با آن آب شستشو داده و جامه که از شیر سفیدتر و از عنبر خوشبوتر بود بیرون آورد. با یکى تن مولود را پوشاند، و دیگرى را مقنعه‏ى او قرار داد آنگاه دست خود را بر لبان کودک نهاد و او را به سخن گفتن وادار نمود، فاطمه دهان گشود و چنین فرمود: اشهد ان لا اله اللَّه و اشهد ان محمد رسول‏اللَّه سیدالانبیاء و ان بعلى سیدالاوصیاء و ولدى سادة الاسباط.
آنگاه یکایک بانوان را سلام داده به نامشان خواند. آنها هم با رویى گشاده مولود فرخنده را مورد ملاطفت قرار دادند. حوریان بشارت تولد او را به آسمانها بردند. در آسمان از یمن قدوم او نورى پدیدار آمد و ساطع گردید که تا آن زمان سماواتیان چنین نورى را رؤیت ننموده بودند. بانوان خدیجه را شادباش گفته از میمنت و مبارکى و طهارت نسلش سخنها گفتند. خدیجه با سرورى زایدالوصف کودک را در آغوش کشید و با دنیایى امید و آرزو پستان در دهان او گذارد.
 
تولد حضرت زهرا (س) و بشارت جبرئيل به رسو خدا (ص):
 
هنگامى که فاطمه زهرا علیهاالسلام به دنیا آمد. فرشته وحى بر وجود مبارک رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم نازل گشت و از جانب پروردگار مهربان بر وى پیام آورد که «اللَّه یقرؤک السلام و یقرى مولودک السلام.»
خداوند تبارک و تعالى بر تو و فرزند نورسیده‏ات درود مى‏فرستد.
رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم با شنیدن خبر تولد فاطمه علیهاالسلام در مقابل پروردگار سر به سجده‏ى شکر گذارد؛ و خداى عزوجل را بر عطاى این نعمت مبارک و میمون سپاس گفت. پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم بسیار شادمان و خرسند بود. زیرا که پیش از این خداوند در سوره‏ى کوثر بشارت آمدن او را به وى داده بود. و نیز از فرشته‏ى وحى شنیده بود که: «أنها نسلة الطاهرة المیمونة و ان اللَّه تبارک و تعالى سیجعل نسلک منها و سیجعل من نسلها ائمة و یجعلهم خلفاءه فى ارضه بعد انقضاء وحیه.»
إنّ رکعة المغرب أضیفت لأجل میلاد فاطمة علیهاالسلام
317/ 1- العطّار، عن أبیه، عن أبی‏محمّد العلوی الدینوری بإسناده- رفع الحدیث- إلى الصادق علیه‏السلام قال: قلت له: لم صارت المغرب ثلاث رکعات و أربعاً بعدها لیس فیها تقصیر فی حضر و لا سفر؟
فقال: إنّ اللَّه عزّ و جلّ أنزل على نبیّه صلى الله علیه و آله و سلم لکلّ صلاة رکعتین فی الحضر، فأضاف إلیها رسول‏اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم لکلّ صلاة رکعتین فی الحضر، و قصّر فیها فی السفر إلّا المغرب.
فلمّا صلّى المغرب بلغه مولد فاطمة علیهاالسلام، فأضاف إلیها رکعة شکراً للَّه عزّ و جلّ، فلمّا أن ولد الحسن علیه‏السلام أضاف إلیها رکعتین شکراً للَّه عزّ و جلّ، فلمّا أنّ ولد الحسین علیه‏السلام أضاف إلیها رکعتین شکراً للَّه عزّ و جلّ، فقال: (لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الاُنْثَیَیْنِ) (1) فترکها على حالها فی الحضر والسفر. (2) أقول: رواه فی «عوالم‏العلوم» عن «علل‏الشرائع». (3)
 
  1- النساء: 11.
2- البحار: 37/ 38 ح 8، و 79/ 262 ح 11، عن العلل.
3- العوالم: 11/ 46. 
 
شكرانه تولد حضرت زهرا (س):
 
از امام صادق علیه‏السلام سؤال شد که: «لم صارت المغرب ثلاث رکعات و اربعا بعدها لیس فیها تقصیر فى حضر و لا سفر؟»
چرا نماز مغرب سه رکعت است و نافله‏اش چهار رکعت که در سفر و حضر تقصیر در آن نیست؟ (1)
آن حضرت فرمود: «ان اللَّه عز و جل انزل على نبیه صلى اللَّه علیه و آله و سلم لکل صلاة رکعتین فى الحضر فاضاف الیها رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم لکل صلاه رکعتین فى الحضر و قصر فیها فى السفر الا المغرب و الغداه فلما صلى المغرب بلغه مولد فاطمه علیهم‏السلام فاضاف الیها رکعه شکراللَّه عز و جل فلما ان ولد الحسن علیه‏السلام اضاف الیها رکعتین شکر اللَّه عز و جل فلما ان ولد الحسین علیه‏السلام اضاف الیها رکعتین شکر اللَّه عز و جل فقال للذکر مثل حظ الانثیین فترکها على حالها فى الحضر والسفر.» (2)
خداوند تبارک و تعالى همه‏ى نمازها را بر پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و سلم به صورت دو رکعتى نازل کرد. رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم (به امر پروردگار) به همه‏ى نمازها به جز نماز مغرب و نماز صبح دو رکعت اضافه نمودند؛ که در حضر به صورت تمام و در سفر به طور قصر خوانده شوند.
هنگامى که رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم مشغول برپائى نماز مغرب بود. فاطمه علیهاالسلام به دنیا آمد رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم به شکرانه‏ى این نعمت (و به امر پروردگار) یک رکعت به نماز مغرب اضافه فرمودند. پس چون حسن علیه‏السلام به دنیا آمد، دو رکعت دیگر (به عنوان نافله) به آن سه رکعت اضافه نمودند و زمانى که حسین علیه‏السلام به دنیا آمد، به نافله‏ى مغرب دو رکعت دیگر اضافه فرموده و آن را شکرانه تولد آن حضرت قرار دادند.

  1- نماز مسافر را که از چهار رکعت به دو رکعت شکسته مى‏شود نماز قصر گفته و این عمل را تقصیر گویند.
2- من لا یحضر الفقیه، ج 1، ص 454. تهذیب، ج 2، ص 113. وسائل الشیعه، ج 4، ص 88. علل‏الشرایع، ص 324.
 
صحبت حضرت زهرا (س) با مادر، قبل از تولد:
 
حضرت امام صادق علیه‏السلام فرمودند: چون حضرت خدیجه سلام‏اللَّه‏علیه با پیامبر صلى اللَّه علیه و آله ازدواج کرد، زنان قریش مکه، از حضرت خدیجه سلام‏اللَّه‏علیه دورى گرفتند و دیگر به منزل او رفت و آمد نمى‏کردند و مانع رفتن زنان دیگر هم مى‏شدند، حضرت خدیجه سلام‏اللَّه‏علیه در وحشت و تنهایى بسر مى‏بردند و دلخوشى ایشان فقط به رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله بود، تا به حضرت فاطمه سلام‏اللَّه‏علیه حامله شدند، حضرت فاطمه سلام‏اللَّه‏علیه با مادر در وحشت و تنهائى حدیث مى‏کرد، و در شکم تکلم مى‏نمود و مادر را امر به صبر و بردبارى و تحمل در تنهائى مى‏نمود به طورى که یک روز رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله وارد خانه شدند، دیدند حضرت خدیجه سلام‏اللَّه‏علیه با کسى سخن مى‏گوید فرمودند: خدیجه جان: با چه کسى تکلم مى‏کنى عرض کرد: با این فرزند که در شکم من است و انیس تنهایى و مونس دوره‏ى وحشت و شبهاى تاریک من است. پیامبر صلى اللَّه علیه و آله فرمودند: اى خدیجه اکنون جبرئیل به من خبر داد که این فرزند دختر است و نسل طاهره‏ى میمونه‏ى سادات از رحم اوست. و او مادر ذریه من خواهد بود و ائمه دوازده‏گانه مسلمین که خلفاء و جانشینان حق در زمین هستند از نسل او خواهند بود و این ائمه پس از انقضاى وحى حجت خدا بر خلق مى‏باشند.
 
خلقت حضرت زهرا (س) و شيعيان از سرشت يكسان:
 
امام صادق علیه‏السلام مى‏فرمایند: «إن اللَّه خلق محمداً من طینة من جوهرة تحت العرش، و إنه کان لطینته نضح فجبل طینة أمیرالمؤمنین علیه‏السلام من نضح طینة رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم، و کان لطینة أمیرالمؤمنین علیه‏السلام نضح فجبل طینتنا من فضل طینة أمیرالمؤمنین علیه‏السلام، و کانت لطینتنا نضح فجبل طینة شیعتنا من نضح طینتنا، فقلوبهم تحن إلینا، و قلوبنا تعطف علیهم تعطف الوالد على الولد و نحن خیر لهم و هم خیر لنا، و رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم لنا خیر و نحن له خیر». (بصائر الدرجات ص 14، بحارالانوار 25/ 8).
یعنى: «خداوند محمد را از طینت و سرشتى که از گوهرى در زیر عرش بود خلق فرمود، و طینت محمد را تراوشى بود که خداوند طینت امیرالمؤمنین را از همان تراوش طینت رسول خدا خلق نمود. و طینت امیرالمؤمنین را از نیز تراوشى بود که خداوند طینت ما را از باقیمانده‏ى طینت امیرالمؤمنین خلق کرد، و براى طینت ما نیز تراوشى بوده که خداوند شیعیان ما را از همان تراوش طینت ما خلق فرموده است. دلهاى شیعیان ما مشتاق ما هستند و دلهاى ما نیز- بمانند مهربانى و شفقت پدر به فرزند- به آنان توجه دارد. ما براى شیعیانمان بهترین‏ها هستیم و شیعیان ما براى ما بهترین‏ها هستند، رسول خدا نیز براى ما بهترین است و ما هم براى او بهترین‏ها هستیم».
 
تصوير حضرت زهرا (س) در بهشت:
 
آدم و حوا در کنار هم نشسته بودند که جبرئیل به نزدشان آمد و آنان را همراه خود به داخل قصرى از طلا برد، در آنجا تختى از یاقوت قرمز بود و بالاى آن تخت قبه‏اى بود نورافشان، و در میان آن قبه چهره‏اى غرقه در نور، که تاجى بر سر نهاده و دو گوشوار از لؤلؤ در گوشش، و گردن‏بندى از نور بر گردنش آویخته بود. هر دو از نورانیت حیرت‏انگیز آن تمثال در شگفت شدند به حدى که حضرت آدم زیبائى همسرش حوا را فراموش نمود (زیرا شاهد یک زیبائى بى‏سابقه و حسن بى‏نظیرى بود)، لذا روى به جبرئیل کرد و پرسید این صورت کیست؟ جبرئیل گفت: این فاطمه است، و آن تاجش احمدنما، گردن‏بندش حیدرنما و دو گوشوارش نشانگر حسن و حسین اوست. آنگاه حضرت آدم سر خویش را به سوى قبه نور بلند کرد، و در آنجا این پنج اسم را با خط نور نوشته دید: من محمودم و این محمد است، من اعلى هستم و این على است، من فاطرم و این فاطمه است، من محسنم و این حسن است، و احسان از من است و این حسین است.
 
حضرت زهرا (س) و اهل بيت علت آفرينش هستي:
 
رسول خدا فرمود: هنگامى که خداى تعالى حضرت آدم ابوالبشر را آفرید و از روح خود در او بدمید، آدم به جانب راست عرش نظر افکند، آنجا پنج شبح غرقه در نور به حال سجده و رکوع مشاهده کرد، عرض کرد: خدایا قبل از آفریدن من، کسى را از خاک خلق کرده‏اى؟ خطاب آمد: نه، نیافریده‏ام. عرض کرد: پس این پنج شبح که آنها را در هیئت و صورت همانند خود مى‏بینم چه کسانى هستند؟
خداى تعالى فرمود: این پنج تن از نسل تو هستند، اگر آنها نبودند، ترا نمى‏آفریدم، نامهاى آنان را از اسامى خود مشتق کرده‏ام (و من خود آنان را نامگذارى کرده‏ام)، اگر این پنج تن نبودند، نه بهشت و دوزخ را مى‏آفریدم و نه عرش و کرسى را، نه آسمان و زمین را خلق مى‏کردم و نه فرشتگان و انس و جن را.
منم محمود و این محمد است، منم عالى و این على است، منم فاطر و این فاطمه است، منم احسان و این حسن است، و منم محسن و این حسین است. به عزتم سوگند، هر بشرى اگر به مقدار ذره‏ى بسیار کوچکى کینه و دشمنى هر یک از آنان را در دل داشته باشد، او را در آتش دوزخ مى‏افکنم... یا آدم، این پنج تن، برگزیدگان من هستند و نجات و هلاک هرکس وابسته به حب و بغضى است که نسبت به آنان دارد. یا آدم، هر وقت از من حاجتى مى‏خواهى، به آنان توسل کن.
ابوهریره مى‏گوید، پیامبر اکرم در ادامه‏ى سخن فرمود: ما پنج تن کشتى نجاتیم، هرکس با ما باشد، نجات یابد، و هرکس که از ما روگردان شود هلاک گردد. پس هرکس حاجتى از خدا مى‏خواهد پس به وسیله‏ى ما اهل‏بیت از حضرت حق تبارک و تعالى مسئلت نماید».
حقیقت آنست که پنج تن مقدّس رمز خلقتند:
یا أحمَدُ! لَو لاکَ لَما خَلَقتُ الأفلاکَ، وَ لَو لا عَلِىُّ لَما خَلَقتُکَ، وَ لَو لا فاطِمَةُ لَماخَلقُتُکما. (1)
اى احمد! اگر تو نبودى آسمان و زمین نمى‏آفریدم و اگر على نبود تو را نمى‏آفریدم و اگر فاطمه نبود شما را نمى‏آفریدم (یعنى شمایان رمز خلقتید).
و فاطمه حوریّه‏اى بود که چند صباحى لباس آدمیان در بر نمود: (2)
 
  1- میرجهانى: (ال) جُنّة العاصمة، ص 148 (به نقل از کشف الآلى صالح بن عبدالوهّاب بن عرندس) (و) مرندى: ملتقى البحرین، ص 14 (و) مستنبط: القطره ج 1: ص 164 (و) قمى: سفینةالبحار، ماده «خلق» (و) نمازى: مستدرک سفینةالبحار، ج 3: ص 334 (حدیث قدسى)
شاید در نظر نخست این روایت احتیاج به تأمّل داشته باشد؛ امّا با اندکى دقّت، لطافت تعبیر به کار رفته در آن اشکار مى‏گردد.
همچنانکه مى‏دانید کنیه‏ى حضرت زهرا (علیهاالسّلام) «امّ‏ابیها» است. در سبب مکّنا شدن حضرتش به این کنیه با مدد از روایتى که از امام باقر (علیه‏السّلام)نقل شده است- و ما آن را در سطور بالا ذکر نمودیم- که حضرت فرمودند ریشه درخت نبوّت زهراى اطهر است و یا روایتى که ذهبى در کتاب میزان الاعتدال (ج 1:ص 234) از رسول خدا نقل مى‏کند که حضرت مى‏فرمایند: «أنَا شَجَرَةٌ، وَ فاطِمَةُ أصلُها،وَ عَلِىُّ لِقاحهُا، وَ الحَسَنُ وَ الحُسَینُ ثَمَرُها» (یعنى من درخت، فاطمه ریشه آن، على لقاح آن، و حسن و حسین میوه‏ى آن هستند) آشکار مى‏گردد که خلقت پیامبر، على، حسن و حسین (علیهم‏السّلام) در عالم انوار بسته به خلقت حضرت زهرا (علیهاالسّلام) بوده است. فَافهَم فَإنَّهُ دَقِیقٌ جِدّاً.
2- خطیب بغدادى: تاریخ بغداد، ج 5: ص 86.
 
تاريخ و مكان تولد حضرت زهرا (س):
 
در تاریخ تولد فاطمه علیهاالسلام در بین علماى اسلام اختلاف است. لکین در بین علماى امامیه مشهور است که آن حضرت در روز جمعه بیستم ماه جمادى الثانى سال پنجم بعثت تولد یافته است. (1)
مکان تولد حضرت زهرا (علیهاالسلام) در شهر مکه و در خانه خدیجه اتفاق افتاد. این خانه در محله‏اى است که در گذشته به آن «زقاق العطارین» یعنى کوچه عطارها مى‏گفتند. رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) تا هنگام هجرت، در آن خانه ساکن بود. خانه مبارکى که بارها در آن فرشته وحى بر پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله) نازل گردید. این خانه بعدها به صورت مسجد درآمد. (2)
و از آنجا که محل نزول وحى و بخشى از قرآن، زیستگاه پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله) و مکان تولد حضرت زهرا (علیهاالسلام) بود، در نظر عموم مسلمین ارزش معنوى و قداستى خاص داشت. و از این رو بارها در طول تاریخ هم‏زمان با تعمیر و توسعه مسجد الحرام، نسبت به مرمت بناى آن اقدام کردند. (3)
 
  1- علماى امامیه و علماى عامه در سال ولادت حضرت فاطمه اختلاف دارند. اکثر علماى عامه تولد او را قبل از بعثت مى‏دانند. عبدالرحمن بن جوزى در کتاب تذکره‏ى الخواص ص 306 مى‏نویسد: تاریخ‏نگاران نوشته‏اند که فاطمه‏ى زهرا در سالى متولد شد که قریش به ساختن مسجدالحرام مشغول بودند. یعنى پنج سال قبل از بعثت.
محمد بن یوسف حنفى در کتاب «نظم دررالسمطین» ص 175 مى‏نویسد: فاطمه در سالى متولد شد که قریش مشغول ساختن کعبه بودند.
طبرى در ذخائرالعقبى ص 53 از قول عباس نقل مى‏کند که گفت: فاطمه در سالى متولد شد که قریش مغشول ساختن خانه‏ى کعبه بودند و در آن هنگام پیغمبر در سن سى و پنج سالگى بود.
ابوالفرج در کتاب مقاتل الطالبیین ص 30 مى‏نویسد: فاطمه قبل از بعثت در سالى که کعبه بنا مى‏شد به دنیا آمد. مجلسى در کتاب بحارالانوار ج 43 ص 213 مى‏نویسد: روزى عبداللَّه بن حسن بر هشام بن عبدالملک وارد شد در حالى که کلبى نیز در مجلس حضور داشت. هشام به عبداللَّه گفت: فاطمه چند سال عمر کرد؟ عبداللَّه در پاسخ گفت: سى سال. سپس همین سؤال را از کلبى نمود. او در جواب گفت: سى و پنج سال. هشام رو به عبداللَّه نمود و گفت: آیا سخن کلبى را شنیدى؟ اطلاعات کلبى در عالم انساب خوب است. عبداللَّه گفت: یا امیرالمؤمنین احوال مادر مرا از من باید پرسید و احوال مادر کلبى را از او.
اما اکثر علماى امامیه مانند ابن شهرآشوب در مناقب ج 3 ص 357، کلینى در اصول کافى ج 1 ص 458، مجلسى در بحارالانوار ج 43 ص 6 و حیات القلوب ج 2 ص 149، محدث قمى در منتهى الامال ج 1 ص 94، محمدتقى سپهر در ناسخ التواریخ ص 17، على بن عیسى در کشف‏الغمه ج 2 ص 75، طبرى در دلائل الامامة ص 10 فیض کاشانى در وافى ج 1 ص 173، این دانشمندان و گروه دیگرى نوشته‏اند که فاطمه پنج سال بعد از بعثت تولد یافت: مدرک آنان احادیث است که در این باره از ائمه صادر شده است. ابوبصیر روایت کرده که امام صادق علیه‏السلام فرمود: در بیستم ماه جمادى الثانى در هنگامى که پیغمبر چهل و پنج ساله بود به دنیا آمد. هشت سال با پدرش در مکه بود. و ده سال در مدینه با پدرش زندگى کرد. بعد از پدر بزرگوارش هفتاد و پنج روز زنده ماند و در روز سوم جمادى الثانى در سال یازدهم هجرى وفات نمود. (دلائل الامامة ص 10).
اما بر خوانندگان محترم مخفى نیست که وفات حضرت زهرا در سوم جمادى الثانى با داستان هفتاد و پنج روز زنده ماندن آن حضرت سازگار نیست و با نود پنج روز مناسب‏تر است. لذا بعید نیست که لفظ «تسعین» در روایت، با لفظ «سبعین» اشتباه شده باشد.
حبیب سجستانى مى‏گوید: از حضرت ابوجعفر علیه‏السلام شنیدم که مى‏فرمود: فاطمه دختر محمد، پنج سال بعد از بعثت رسول خدا تولد یافت و در هنگام وفات هیجده سال و هفتاد و پنج روز از عمر شریفش گذشته بود (اصول کافى ج 1 ص 457). در روایتى وارد شده که فاطمه در هنگام عروسى نه ساله بود.
سعید بن مسیب مى‏گوید به حضرت على بن الحسین عرض کردم: پیغمبر در چه سالى فاطمه را به على تزویج نمود؟ فرمود: یکسال بعد از هجرت، و در آن تاریخ فاطمه نه ساله بود (روضه کافى چاپ نجف سال 1385 هجرى ص 281).
در کتاب فرائد السمطین ج 1 ص 88 مى‏نویسد که ابابکر و عمر از پیامبر (ص) تقاضا کردند که با فاطمه ازدواج کنند در جواب فرمود: هنوز کوچک است. ولى وقتى على بن ابى‏طالب خواستگارى کرد مورد قبول قرار گرفت. این حکایت نیز با تولد بعد از بعثت سازگارتر است، زیرا اگر قبل از بعثت تولد یافته بود در آن زمان 18 ساله بود و دختر 18 ساله صغیر نیست.
از امثال این احادیث استفاده مى‏شود که تولد فاطمه بعد از بعثت رسول اکرم واقع شده است. صاحب کتاب کشف‏الغمة روایتى نقل کرده که در خود آن حدیث تناقضى وجود دارد: امام محمد باقر فرمود: فاطمه پنج سال بعد از بعثت به دنیا آمد، در همان سالى که قریش مشغول ساختن خانه‏ى کعبه بودند. و در هنگام وفات هیجده سال و هفتاد و پنج روز از عمر شریفش گذشته بود (کشف‏الغمة ج 2 ص 75).
چنان که ملاحظه مى‏فرمایید در خود این حدیث تناقض است. زیرا از یک طرف مى‏گوید: فاطمه پنج سال بعد از بعثت بدنیا آمد، و در هنگام وفات هیجده ساله بود. از طرف دیگر مى‏گوید: در هنگام تولد آن جناب، قریش مشغول ساختن خانه‏ى کعبه بودند. در صورتى که این دو مطلب قابل جمع نیستند زیرا خانه‏ى خدا پنج سال قبل از بعثت تجدید بنا شد نه بعد از بعثت. بهر حال باید در این حدیث اشتباهى رخ داده باشد. یا باید گفت کلمه‏ى «قبل البعثه» اشتباهاً به کلمه «بعد البعثه» تبدیل شده یا جمله «و قریش تبنى البیت» از طرف راوى اضافه شده است. کفعمى در مصباح مى‏نویسد: فاطمه در روز جمعه بیستم جمادى الثانى سال دوم بعثت به دنیا آمد (بحار ج 43 ص 9).
چنانکه ملاحظه فرمودید در بین علماى اسلام در مورد تاریخ تولد زهرا اختلاف شدیدى وجود دارد، اما چون اهل‏بیت تولد آن حضرت را پنج سال بعد از بعثت دانسته‏اند قولشان بر قول تاریخ‏نویسان عامه مقدم است. زیرا ائمه اطهار و اهل‏بیت پیغمبر و فرزندان زهرا، بهتر از دیگران از سن مادرشان خبر دارند.
ممکن است کسى بگوید که: خدیجه در سال دهم بعثت وفات نمود و در هنگام وفات شصت و پنج ساله بود. بنابراین، اگر فاطمه در سال پنجم بعثت تولد یافته باشد باید خدیجه در سن پنجاه و نه سالگى آبستن شده باشد. چگونه مى‏توان این مطلب را باور کرد؟!.
ما در پاسخ به این اشکال مى‏توانیم دو مطلب را بگوییم:
اولا: این موضوع مسلّم نیست که خدیجه در هنگام وفات شصت و پنج ساله باشد. بلکه بنابر قول ابن‏عباس باید سنش در موقع آبستن شدن به فاطمه، در حدود چهل و هشت سالگى باشد. زیرا ابن‏عباس مى‏گوید خدیجه در سن بیست و هشت سالگى با پیغمبر عروسى کرد (کشف الغمة ج 2 ص 139) و قول ابن‏عباس نیز بر سایرین تقدم دارد. زیرا خویشان پیغمبر بهتر از دیگران از وضع داخلى خودشان اطلاع دارند.
بنابراین روایت، خدیجه در هنگام بعثت رسول خدا، چهل و سه ساله بوده و در سال پنجم بعثت که سال تولد فاطمه است در حدود چهل هشت سال عمر داشته و آبستن شدن در این سنین غیر عادى نیست.
ثانیا: اگر قول ابن‏عباس را هم قبول نکنیم و بگوییم خدیجه در سن چهل سالگى ازدواج کرده و قاعدتا باید در سن پنجاه و نه سالگى آبستن شده باشد، باز هم امر محالى نیست زیرا فقها و دانشمندان نوشته‏اند که زنهاى قرشى تا سن شصت سالگى عادت مى‏شوند و آبستن شدن نیز برایشان امکان دارد. خدیجه هم از طائفه قریش و مشمول این قاعده است.
بعلاوه، درست است که آبستن شدن زن در این سنین نادرالوقوع است لکین در تاریخ نمونه‏هایى داشته و دارد: زنى به نام اکرم موسوى در «سرخون» بندرعباس دو قلو زایید.
این زن 65 سال دارد و شوهرش 74 ساله است... یک پزشک معروف به خبرنگار اطلاعات اظهار داشت به طورى که تاریخ پزشکى نشان مى‏دهد کم سن‏ترین زنى که حامله شده است فقط چهار سال و هفت ماه داشت و مسن‏ترین مادران جهان 67 ساله بوده است. (اطلاعات 28 بهمن 1351).
یک زن 66 ساله‏اى به نام شوشنا در اصفهان وضع حمل کرد و پسرى را به دنیا آورد. یحیى شوهر این زن به خبرنگار اطلاعات گفت: هشت فرزند دارم. چهار پسر و چهار دختر. بزرگترین فرزندم 50 ساله و کوچکترین آنها 25 ساله است. (اطلاعات 20 اردیبهشت 1351).
چه مانع دارد خدیجه نیز یکى از همین افراد کمیاب باشد؟.
در خاتمه لازم است بدین نکته توجه داشته باشید که اختلافى که در مورد تاریخ تولد فاطمه دیده مى‏شود، به سن شریفش هنگام ازدواج و وفات نیز سرایت مى‏کند. زیرا اگر تاریخ تولد را پنج سال قبل از بعثت بدانیم باید در هنگام ازدواج در حدود هیجده ساله باشد و در هنگام وفات، بیست و هشت ساله، اما اگر پنج سال بعد از بعثت متولد شده باشد، باید در هنگام عروسى در حدود نه ساله باشد و در هنگام وفات هیجده ساله.
2- کامل ابن‏اثیر ج 2 ص 40.
3- شفاءالغرام ج 1 ص 272- مراة الحرمین ج 1 ص 189/ 192. 
 
نامگذاري حضرت زهرا (س):
 
تسمیتها من عند ربّ العزة، شأن أبیها و بعلها و بنیها».
نام‏گذارى زهرا علیهالسلام است از طرف خداوند متعال مى‏باشد، همانند اسم‏گذارى محمد صلى اللَّه علیه و آله و سلم، و على و حسن و حسین علیهم‏السلام؛ و همین مطلب دلالت دارد بر اینکه این پنج نفر- در برابر پروردگار - از خود هیچگونه اختیارى ندارند، و تمام امورشان حتى انتخاب نامشان، مربوط به خداى متعال بوده، و به کسى در مورد آنان اجازه‏ى دخالت داده نشده است.
حضرت محمد بن عبداللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم هرگز مجاز نیست که از جانب خود فاطمه و حسن و حسین علیهم‏السلام را نام‏گذارى کند. همچنین در اسم‏گذارى على بن ابى‏طالب که مولود کعبه و خانه‏زاد خداست، پیامبر گرامى صلى اللَّه علیه و آله و سلم و ابوطالب را اختیارى نیست. 
 
انس و الفت با پدر:
 
پیغمبر (ص) همواره شدت علاقه و دوستى خویش را نسبت به فاطمه بین مسلمانان ظاهر مى‏کرد روزى عایشه از آن حضرت پرسید: چه کسى را بیش از همه دوست دارى؟
فرمود: از زنان، فاطمه و از مردان على را. (1)
و نیز در عظمت مقام فاطمه علیهاالسلام همین بس که چون فاطمه (س) بر پیامبر (ص) وارد مى‏شد آن حضرت به احترامش برمى‏خاست و رویش را مى‏بوسید و به او خوش‏آمد مى‏گفت و سپس دستش را مى‏گرفت و بر جاى خودش مى‏نشاند. (2)
و همواره عادت آن حضرت بر این بود که به هنگام سفر با آخرین نفرى که خداحافظى مى‏کرد. فاطمه بود و به وقت بازگشت پیش از همه به دیدار او مى‏شتافت.
برخورد فاطمه (س) با پدر برخوردى مؤدبانه و بسیار متواضعانه بود بگونه‏اى که فاطمه بیش از همه در تکریم و تعظیم مقام رسالت سعى نموده و پیشه کمال ادب و وقار در رفتار او مشهود بود. گرچه رابطه این دختر و پدر بسیار عاطفى و سراسر محبت و صمیمیت بود، اما این مانع احترام نسبت به پیامبر (ص) نمى‏شد. فاطمه (س) فرمود:
وقتى آیه‏ى 63 سوره‏ى نور نازل شد (3)
دیگر شرم کردم به پیامبر بابا بگویم و او را پیامبر خدا صدا کردم. حضرت از من روى برگرداند. چند بار به همین ترتیب صدا کردم. و او جواب نداد. سپس فرمود: فاطمه جان این آیه درباره‏ى تو و خاندانت نازل نشده است. در رابطه با جفاکاران خودخواه فرود آمده است. «أنت منّى و انا منک. قولى یا ابه، فانّها أحیى للقلب و أرضى للرّب» «تو از منى و من از تو هستم. تو بگو بابا زیرا این سخن، دل را زنده و خدا را خشنود مى‏سازد» (4)
در اکرام نسبت به پیامبر (ص) همین بس که او مشغول نماز (مستحبى) بود، چون صداى پیامبر (ص) را شنید نماز را رها کرد و بسوى آن حضرت آمد و به او سلام کرد. پیامبر (ص) پس از جواب دست بر سر او کشید و فرمود: دخترم حالت چطور است؟ خدا تو را مورد رحمت و غفران قرار دهد. (5)
 
  1- مستدرک حاکم ج 3/ 157.
2- مستدرک حاکم ج 3/ 157.
3- لا تجعلوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضا.
4- بحارالانوار، ج 43، ص 33.
5- بحارالانوار، ج 43، ص 40
 
انس و الفت با مادر:
 
فاطمه علیهاالسلام پنج سال و دو ماه از عمر مبارک خود را در کنار مادر سپرى کرد. پنج سال که مملو بود از دنیاى عاطفه و محبت بین این مادر و فرزند علیهاالسلام.
انس فاطمه علیهاالسلام و خدیجه علیهاالسلام از زمانى آغاز شد که خدیجه علیهاالسلام نور فاطمه علیهاالسلام را در رحم خویش احساس کرد. آن زمان که از شدت تنهائى (بدلیل دورى کردن زنان قریش و بنى‏هاشم از او دلهره براى وجود مبارک رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم مى‏رفت تا در درون خدیجه علیهاالسلام صبر، گریبان چاک کند؛ صداى نازنین و آرامش‏بخش فاطمه علیهاالسلام مادر را آرام مى‏کرد. ارتباط و محبتى که بین هیچ مادر و دخترى برقرار نبوده و نخواهد بود.
پهنه‏ى این ارتباط عاطفى فقط به دوران باردارى خدیجه علیهاالسلام محدود نشد؛ بلکه تا آخرین لحظات حیات ایشان ادامه داشت. خدیجه علیهاالسلام آنچه را که یک مادر در طول زندگى مى‏بایست به دختر خویش بیاموزد، در این پنج سال به فاطمه علیهاالسلام آموزش داد. و شاید گاهى نیز این خدیجه علیهاالسلام بود که از دریاى بى‏کران فاطمه علیهاالسلام بهره مى‏برد.
براى فهم بهتر آنچه که ما آنرا کودکى در زمان حیات مادر مى‏نامیم؛ نظر به رویدادهاى تاریخى و شرایط حاکم بر آن مقطع زمانى لازم و ضرورى است؛ از پنج سال همراهى فاطمه علیهاالسلام با مادر، دو سال اول همراه با تنش و اضطراب مدام در شعب ابى‏طالب گذشت. و چهار سال بعد همراه بود با، آزرده‏خاطریهاى خدیجه علیهاالسلام بخاطر عملکرد کفار و فشارهاى روانى حاکم بر خانه‏ى رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم که همه و همه در روح لطیف و پراحساس دختر کوچک خانه‏ى وحى و ارتباط او با مادر اثرگذار بود. در عین حال کهولت سن خدیجه علیهاالسلام نیز بر ارتباط بین این مادر و دختر بى‏تأثیر نبوده است. اما همین دوران کوتاه آنچنان عشقى از وجود مبارک مادر در دل فاطمه علیهاالسلام ایجاد کرده بود که، سالها بعد از آن هرگاه نام خدیجه علیهاالسلام در حضور فاطمه علیهاالسلام مى‏آمد، اشک از چشمان نازنین فاطمه علیهاالسلام جارى مى‏شد. بى‏تابیهاى فاطمه علیهاالسلام بعد از فوت خدیجه علیهاالسلام نیز خود بیانگر این وابستگى عاطفى فاطمه علیهاالسلام به مادر مى‏باشد.
دوران شير خوارگي حضرت زهرا (س):
 
هنگامى که فاطمه علیهاالسلام را تمیز و پاکیزه نمودند و قنداقه‏اش را در دامن خدیجه گذاشتند، آن مادر مهربان مسرور شد و پستانش را در دهان کوچک نوزاد عزیزش نهاد و از شیره‏ى جان سیرش کرد تا به خوبى رشد و نمو نماید. (1)
خدیجه از آن زنان خودخواه و نادانى نبود که بدون هیچ عذر و بهانه‏اى، نوزاد را از شیر مادر که خدا برایش مهیا ساخته محروم سازد. خدیجه خود مى‏دانست یا از پیغمبر شنیده بود که براى تغذیه و بهداشت اطفال هیچ غذائى بهتر از شیر مادر نیست (2)
زیرا شیر مادر با وضع دستگاه گوارش نوزاد و مزاج مخصوص او کاملاً هماهنگى و تناسب دارد، کودک مدت نه ماه در رحم مادر، شریک غذا و هوا و خون او بوده و مستقیما از مادرش ارتزاق مى‏کرده است. و از این جهت، ترکیبات مخصوص شیر مادر، با ساختمان ویژه طفل کاملاً تناسب دارد. علاوه بر این، در شیر مادر تقلب راه ندارد و میکربهاى بیمارى‏زا در آن نیست.
خدیجه چون مى‏دانست که آغوش پر مهر و محبت مادر و شیر خوردن کودک از پستانش، چه نقش بزرگى را در زندگى آینده‏ى نوزاد انجام مى‏دهد و براى سعادت او چه تأثیرات قابل توجهى دارد، ترجیح داد که فاطمه عزیز را در آغوش گرم خویش پرورش دهد و به وسیله‏ى شیر پاک خودش که از منبع شرافت و نجابت و دانش و فضیلت و بردبارى و فداکارى و شجاعت سرچشمه مى‏گرفت غذا دهد.
راستى مگر غیر از شیر پستان خدیجه، شیر دیگرى مى‏توانست چنین عنصر پاک و کانون معرفت و شجاعتى را رشد و نمو دهد و میوه‏ى پربرکت باغ نبوت را به ثمر رساند؟.
دوران شیرخوارگى و ایام کودکى زهرا علیهاالسلام در محیط بسیار خطرناک و اوضاع بحرانى و انقلابى صدر اسلام گذشت که بدون شک در روح حساس آن کودک تأثیرات شایانى داشته است. زیرا نزد دانشمندان این مطلب به اثبات رسیده که محیط نشو و نماى کودک و افکار و احساسات پدر و مادر در روحیات و اثبات شخصیت او کاملاً مؤثر مى‏باشند. (از این جهت، ناچاریم اوضاع و حوادث صدر اسلام را به طور خلاصه یادآور شویم تا خوانندگان بتوانند وضع فوق‏العاده و بحرانى دوران نشو و نماى دختر گرامى پیغمبر را پیش خودشان مجسم سازند.
رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) در سن چهل سالگى به رسالت مبعوث شد. در آغاز دعوت، با مشکلات بزرگ و حوادث سخت و خطرناکى مواجه بود. یک تنه مى‏خواست با جهان کفر و بت‏پرستى مبارزه کند. تا چند سال مخفیانه تبلیغ مى‏کرد و از ترس دشمنان جرأت نداشت دعوتش را علنى کند. بعداً از جانب خدا دستور رسید که مردم را آشکارا به دین اسلام دعوت کن و از مشرکین باک مدار. (3)
پیغمبر اکرم به دستور خدا دعوتش را علنى کرد. آشکارا و در مجامع عمومى مردم را به سوى آیین مقدس اسلام دعوت مى‏نمود و روز بروز بر تعداد مسلمانان افزوده مى‏شد.
وقتى دعوت پیغمبر (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) علنى شد اذیت و آزار دشمنان نیز شدت یافت. رسول خدا را اذیت مى‏کردند. مسلمانان را تحت شکنجه و عذاب قرار مى‏دادند. بعضى را مقابل آفتاب سوزان حجاز روى ریگهاى داغ مى‏خوابانیدند و سنگهاى سنگین روى سینه‏شان قرار مى‏دادند و بعضى را مى‏کشتند.
مسلمانان به قدرى سختى و عذاب کشیدند که بستوه آمده جانشان به لب رسید. به طوریکه ناچار شدند از خانه و زندگى دست بردارند و به کشور دیگرى هجرت نمایند. گروهى از مسلمانان از رسول خدا اجازه گرفتند و رهسپار حبشه شدند. (4)
وقتى کفار بوسیله‏ى اذیت و آزار نتوانستند از پیشرفت و توسعه اسلام مانع گردند و دیدند مسلمانان اذیت و آزار را تحمل مى‏کنند ولى دست از عقیده‏شان برنمى‏دارند، انجمنى برپا ساخته همگى تصمیم گرفتند که محمد (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) را به قتل رسانند.
ابوطالب از تصمیم خطرناک آنان آگاه شد و براى حفظ جان رسول خدا آن حضرت را با گروهى از بنى‏هاشم به دره‏اى که «شعب ابوطالب» نامیده مى‏شد منتقل ساخت.
ابوطالب و سایر بنى‏هاشم در حفظ و حراست رسول خدا کوشش مى‏نمودند. حمزه عموى پیغمبر شبها با شمشیر برهنه اطرافش پاس مى‏داد. دشمنان وقتى از کشتن رسول خدا ناامید شدند زندانیان شعب ابوطالب را در فشار اقتصادى قرار دادند و خرید و فروش با آنان را ممنوع ساختند.
مسلمان در حدود سه سال در آن زندان سوزان با فشار و ناراحتى و گرسنگى بسر بردند و با مختصر غذائى که بطور قاچاق برایشان فرستاده مى‏شد زندگى نمودند. بسا اقوات فریاد اطفالشان از گرسنگى بلند بود. فاطمه زهرا (علیهاالسلام) در چنین روزگار بحرانى و در چنین محیط خطرناک و وحشت‏آورى به دنیا آمد و رشد و نمود کرد. خدیجه‏ى کبرى در چنین اوضاع و شرائطى نوزاد عزیرش را شیر مى‏داد. مدتى از ایام شیرخوارگى و زهرا در شعب ابوطالب سپرى شد. در همانجا از شیر خوردن بازگرفته شد. در همان ریگستان سوزان راه رفتن آموخت. در همان محیط قحطى غذاخور شد. هنگامى که سخن گفتن یاد مى‏گرفت فریاد و ناله‏ى اطفال گرسنه «شعب» را مى‏شنید. در وسط شب که از خواب بیدار مى‏شد خویشانش را مى‏دید که با شمشیرهاى برهنه اطراف پدرش پاس مى‏دادند.
در حدود سه سال طول کشید که فاطمه علیهاالسلام بغیر از زندان سوزان شعب چیزى ندید و از دنیاى خارج خبرى نداشت.
فاطمه در سن پنج سالگى بود که پیغمبر و بنى‏هاشم از تنگناى شعب نجات یافته به خانه و زندگى خودشان مراجعت نمودند. مناظر زندگى جدید و نعمت آزادى و توسعه‏ى در خوراک و پوشاک و منزل براى زهرا تازگى داشت و شادمان و مسرور بود.
 
 
 
  1- دلائل الامامة ص 9.
2- قال امیرالمؤمنین علیه‏السلام ما من لبن رضع به الصبى اعظم برکة من لبن امه- وافى ج 3 ص 207.
3- سوره‏ى حجر آیه‏ى 94.
4- سیره ابن‏هشام ج 1 ص 344. الکامل فى التاریخ ج 2 ص 51.
 
رحلت عمو و مادر بزرگوارشان در عام الحزن:
 
قضاى الهى چنان بود که مرگ این زن فداکار- خدیجه نخسیتن بانوى مسلمان- با مرگ ابوطالب در یکسال اتفاق افتاد آنهم در فاصله‏اى کوتاه (1)
فاطمه (ع) چنانکه از قرآن کریم درس گرفته است باید این آزمایش را هم ببیند مرگ خویشاوندان براى او آزمایش دیگرى است. باید برابر این دشوارى بردبارى نشان دهد و منتظر بشارت پروردگار باشد (2)
آن آزمایشها آزمایش جسمانى بود و این امتحان، آزمایش قدرت نفسانى است. مادرش تنها غمخوار پدر در خانه بود و ابوطالب او را برابر دشمنان بیرونى حمایت مى‏کرد. با بودن ابوطالب مشرکان مکه نمى‏توانستند قصد جان پدرش را بکنند. زیرا خویشاوندان او- تیره‏ى بنى‏هاشم- تیره‏اى بزرگ بودند اگر مکنت و مال آنان در حد بنى‏زهره، بنى‏مخزوم و یا بنى‏حرب نبود، هیچ قبیله‏اى در شرافت و بزرگوارى با آنان برابرى نمى‏کرد. مهتران مکه و ثروتمندان شهر مى‏دانستند اگر به قصد جان محمد (ص) برخیزند، بنى‏هاشم خاموش نمى‏نشینند، و بسا که تیره‏هاى دیگر نیز به حمایت آنان برخیزند. ناچار درون پر تلاطم خود را با آزار آرام مى‏کردند. دشنام، ریشخند، سنگ‏پرانى، دهن‏کجى، تهمت: حربه‏هائى که ناتوانان از آن استفاده مى‏کنند. تقدیر چنین بود که فاطمه (ع) شاهد همه‏ى این منظره‏ها باشد، و پس از تحمل این رنج‏ها آن دو صحنه‏ى دلخراش را نیز ببیند.
اکنون فاطمه دیگر دختر خانواده نیست. او جانشین عبداللَّه، عبدالمطلب، ابوطالب و خدیجه است. (اُمّ‏أبیها) چه کنیه‏ى مناسبى! مام پدر. او باید وظیفه‏ى مادرش را عهده‏دار شود. باید براى پدرش هم دختر و هم مادر باشد.
 
  
1 ـ اما به نقل از شیخ کلینى، ابوطالب یکسال پس از مرگ خدیجه درگذشت (اصول کافى ج 1 ص 44).
2 ـ و بشرالصابرین. الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انا للَّه و انا الیه راجعون (البقره: 155- 156). 
 
عطر گل؛ دل گل معجزات حضرت زهرا (س):
 
وارد که شد تمام تنم لرزید، نه از ترس ، نه، نمی دانم چه حسّی بود. اما جلال و جبروتش مرا گرفت؛ ستبری شانه هایش، قدرت دستانش، قوت قدم هایش؛ پیچش بازوانش، صلابت وجودش و مهربانی نگاهش ..... با اینکه می دانستم از خویشان پیامبر اسلام است و فاتح قلعه ی خیبر، می دانستم در جنگ با، یهودیان چه رشادتها کرده و حال که می دیدمش معنای تمام تعاریف برایم چون روز روشن می شد، اما، مجذوب او شدم؛ مجذوب نگاه او... انتظار داشتم برای امر مهمی به آنجا آمده باشد. به حجره ی مردی یهودی ، اما وقتی حاجتش را گفت دل درون سینه ام از طپش ایستاد. چه می شنیدم؟ علی و احتیاج به قرض؟ آنهم از یهودیان ! چه می کردند امت اسلام با جانشین پیامبرشان؟.... و دیدم که علی، خیبر شکنی که پشت تمام جنگجویان یهود از شنیدن نامش می لرزد، چادری پشمین به ودیعه نهاد و قدری جو گرفت........ چادر همسرش ، چادر فاطمه و من با همه ی خشت و گلی بودن دلم فهمیدم که چقدر سخت بود بر علی دل کندن از چادر محبوبه اش، او را بوئید و بوسید و به مرد یهودی سپرد. و مرد یهودی، چادر را در کنج دل من رها کرد و رفت. من ماندم و چادر همسر علی، چادر بانویی که می گفتند: بوی بهشت می دهد، می گفتند: بهانه ی آفرینش است. می گفتند: مادر پدر است. می گفتند. برترین زنان عالم است. چادری که در تار و پودش فاطمه موج می زد و الحق و الانصاف که چنان عطری در فضای درونم پیچده بود که مست شده بودم و بی اختیار دلم می خواست دیوارهایم دست داشتند تا برای لحظه ای آن چادر را لمس می کردم و به سینه می چسباندم. و آن شب اولین و آخرین شبی بود که برای من روشن تر از هر روزی گذشت و شعاع نور ساطع از چادر آن بانو از سقف دلم گذشت و تا آسمان هفتم تابید. احساس می کردم هر آن از زمین کنده می شوم و به آسمان می پیوندم. و من شاهد ارتباط بین عالم مُلک و ملکوت بودم تنها به واسطه ی وجود نخ های پشمینی که بر بدن فاطمه بنت محمد آرام می گرفتند، درون وجودم. من ، حجره ای بودم که شاهد طواف ملائکه شدم ، شاهد صعود و فرود فرشتگان مقرب، از عرش به فرش در پرتو اشعه های نورانی چادر فاطمه؛ چقدر به خودم می بالیدم؛ غرق در این حال شیرین، ناگاه، از نیمه شب گذشته؛ همسر مرد یهودی وارد شد و او نیز دید، اندکی از آنچه من می دیدم. دید که من با همه ی وجود در نور غرقم و سرُو رویم زیر پوشش نور چادر زهرا نشناختنی زن به سرعت خارج شد و همراه با همسرش بازگشت؛ چهره ی مرد یهودی را؛ هرگز از یاد نخواهم برد؛ بهت و حیرت در تمام اجزای صورتش نقش بسته بود گویا فراموشش شده بود که چه دُرّ گران بهایی را در دل من رها نموده و اکنون دنبال دلیلی برای این چراغانی بود؛ لیک نور چنان واضح و بی پرده از چادر می تابید که جای هیچ شک و شبه ای باقی نمی گذاشت آن دو، بی اختیار در خانه ی خویشان خود رفتند و گمانم 80 نفری را در اطرافم جمع کردند. افرادی که همه زیر لب نوای واعجبا سر داده بودند و سر گشته و حیران شاهد چادری منّور بودند. هنگامی که مرد یهودی چادری را که به اندازه ی عمری بی معرفت زیستن ؛ مرا از معرفت لبریز کرده بود از کنج دلم ربود؛ من ، دوباره لرزیدم؛ نه از ترس، نه، از غصه و دیگر اشک مجالم نداد؛ از برکت چادر فاطمه دل من سرشار از معرفت شد و اگر دل گِلی من بانور این چادر چنین دگرگون شد . پس با دل یهودیان که همه چشمشان به نور او بود چه کرد؟ فقط این قدر بگویم که من و همه ی هشتاد یهودی جمع آن شب به برکت چادر دختر پیامبر اسلام مسلمان شدیم و من حکمت احتیاج علی به قرض را امروز می فهمم که سالهاست مرید او و فرزندان اویم. منبع جلد 1 منتهی الآمال (زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها) الهام حیدری کاری از کلوپ نویسندگی
 

سرخ
 
+ نوشته شده توسط سرخ در جمعه بیست و دوم خرداد 1388 و ساعت 4:31 بعد از ظهر |
 

بعضی از خاطرات، چه خوب و چه بد، برای همیشه در ذهن می‌مانند و در این میان، خاطراتی كه می‌خواهیم از یاد ببریم، سخت تر از همه از ذهن زدوده می‌شوند.
سایت خبری "تایمزآو ایندیا" می‌نویسد محققانی كه درباره این پدیده مطالعه می‌كنند، اكنون دریافته‌اند زمانی كه صحبت از سركوب خاطرات ناخوشایندی به میان می‌آید كه محرك احساسی داشته‌اند، "فراموشی عمدی" یا "فراموشی داوطلبانه" به هیچوجه كارایی ندارد.
گروهی از فیزیولوژیست‌های دانشگاه كارولینای شمالی در گزارشی كه قرار است در شماره ماه سپتامبر "مجله روانشناسی اجتماعی تجربی" به چاپ برسد، اظهار داشتند كه دریافته‌اند افراد مورد مطالعه آنها قادر نیستند آنگونه كه رویدادهای خوشایند و مادی خود را عمدا فراموش می‌كنند، خاطرات احساسی و معنوی خود را از ذهن پاك كنند.
به گفته آنان، زمانی كه انسانها سعی می‌كنند عمدا اطلاعاتی را فراموش كنند، باید در ذهن خود آن اطلاعات را از بقیه موضوعات همراه آن جدا كنند و آنچه را كه مایل نیستند دوباره به خاطر بیاورند، كنار بگذارند اما احساسات مانع از برداشتن این دو گام می‌شود.
دراین مطالعه محققان با استفاده از تصاویر احساس‌برانگیز و خنثی، شیوه‌ای را برای فراموشی هدایت شده به كار بستند تا دریابند كه آیا انسانها می‌توانند به آسانی فراموش كردن رویدادهای مادی و غیر احساسی، رویدادهای احساسی را نیز به دست فراموشی بسپارند یا خیر.
زمانی كه فهرست اطلاعاتی كه می‌بایست فراموش شود، خنثی بود، داوطلبان شركت‌كننده موفق شدند آنها را عمدا فراموش كنند اما زمانی كه این فهرست شامل رویدادهای احساسی بود، فراموشی هدایت شده، شكست خورد.
این یافته‌ها می‌توانند به درك راههایی كمك كند كه احساسات، با چیره‌شدن به فرآیندهای مغزی، فعالیت ذهن، از جمله كار بازیابی خاطرات را در كنترل خود می‌گیرد. احساسات، می‌تواند در فرایندهایی كه برای فراموش كردن عمدی بخشهای ناخوشایندی از خاطرات گذشته در مغز انجام می‌شود، "اتصالی" ایجاد كند.
دكتر ه.ن.مالیك، استاد فیزیولوژی در ‪ ،AIIMS‬احساسات، به شدت روی حافظه اثر می‌گذارد و زنده‌ترین خاطرات، رویدادهای احساسی هستند كه به دفعات به ذهن بازمی‌گردند.
وی گفت برخی معتقدند كه تحریك احساسات منجر به دقیق‌تر و باریكتر شدن توجه انسان می‌شود به گونه‌ای كه به اطلاعات پیرامونی توجه نمی‌شود و در نتیجه احتمال كمتری دارد كه بعدا به خاطر آورده شوند.
دكتر سونیتا تیواری ، استاد فیزیولوی در دانشگاه پزشكی كینگ جرج، در "لكنو"ی هند نیز در این‌باره گفت " انسانها به ندرت لحظات احساسی‌شان را فراموش می‌كنند. فراموشی عمدی، برای كدر و تاریك كردن خاطرات ناخوشایند، در بسیاری موارد ناموفق است.
او گفت احساسات شدید باعث می‌شود رویدادهایی كه همراه آنها بوده‌اند، همیشه در مغز در دسترس و قابل یادآوری باشند.
این دانشمند گفت فراموشی عمدی رویدادهای خنثی، اقدامی مفید است كه به مغز در روزآمد كردن اطلاعات خود كمك می‌كند.

 

+ نوشته شده توسط سرخ در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 و ساعت 4:0 قبل از ظهر |
 

دكتر پام اسپور،‌ روانشناس سرشناس رسانه‌ای در كتاب جدید خود 10 راهكار مفید برای این هدف ارائه كرده كه خلاصه آن در نشریه «دیلی اكسپرس» به چاپ رسیده است. این 10 راهكار به قرار است:

1- همیشه خودجوش و باانگیزه بمانید: كارهایی انجام دهید كه بدون برنامه‌ریزی قبلی به نظر برسند مثلا به اداره همسرتان بروید و او را برای صرف ناهار با همدیگر دعوت كنید، بدون انتظار برای او هدیه كوچكی بخرید و یا بلیط كنسرت یا تئاتر به او بدهید.

2- عشق خود را نشان دهید: هنگام صرف شام می‌توانید یك موسیقی ملایم بگذارید. شمع روشن كنید و به همسرتان بگویید كه چقدر در طول روز به او فكر می‌كنید.

3- به چشم‌های او نگاه كنید: وقتی با همسرتان صحبت می‌كنید به صورت او نگاه كنید. برخورد نگاه‌ها باعث می‌شود كه بیشتر ارتباط بین یكدیگر را احساس كنید.

4- حتی برای اعلام ناموافق بودن از موافقت شروع كنید: از مجادله و بحث با همسرتان پرهیز كنید. وقتی می‌خواهید عدم موافقت خود را اعلام كنید ابتدا با مناسب‌ترین و آرام‌ترین راه ممكن با جمله «حق با توست» شروع كنید.

5- تغییر را همیشه مدنظر داشته باشید: با ظاهر جدید و متفاوت همسر خود را غافلگیر كنید. با یك راه ساده و سریع مثل رنگ كردن مو یا تغییر آرایش موها می‌توانید این كار را انجام دهید.

6- یك كار غیرمنتظره انجام دهید: مثلا پس از دوش گرفتن برای او یك حوله گرم و مرتب آماده كنید.

7- همیشه برای عشقتان جشن بگیرید: می‌تواند یك كار نمادین انجام دهید مثلا گیاه خاصی را كه می‌دانید مورد علاقه همسرتان است خریداری كنید و یا در باغچه بكارید و به او بگویید كه این كار نمایان كننده عشق شماست.

8- مراقبت و محبت كنید: با یك كار كوچك كه مستقیما به همسرتان نفع می‌رساند می‌توانید به او ابراز محبت كنید مثلا لباس‌های او را به خشك شویی ببرید. این كار شاید زمان زیادی نبرد اما به او نشان می‌دهید كه چقدر به فكرش هستید.

9- با رقیبتان صمیمی باشید: اگر كسی در زندگی همسرتان وجود دارد كه وی را رقیب خود می‌دانید مانند بهترین دوست یا مادر همسرتان، از بحث كردن درباره آنها پرهیز كنید و در عوض با دعوت كردن آنها برای یك شام دوستانه همسر خود را غافلگیر كنید.

10- گذشته را دوباره زنده كنید: ‌با نگاه كردن به فیلم‌های تعطیلات، تصاویر خانوادگی و عكسهای جشن ازدواج می‌توانید به استحكام رابطه زناشویی خود با همسرتان كمك كنید.

+ نوشته شده توسط سرخ در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 و ساعت 3:58 قبل از ظهر |
 

هرگز با خودت قهر نکن

 

به شیوانا خبر دادند که یکی از شاگردان قدیمی‌اش در شهری دور از طریق معرفت دور شده و راه ولگردی را پیشه کرده است. شیوانا چندین هفته سفر کرد تا به شهر آن شاگرد قدیمی رسید. بدون اینکه استراحتی کند مستقیماً سراغ او را گرفت و پس از ساعت‌ها جستجو او را در یک محل نامناسب یافت.

مقابش ایستاد‌؛ سری تکان داد و از او پرسید: تو اینجا چه میکنی دوست قدیمی؟!!


شاگرد لبخند تلخی زد و شانه‌هایش را بالا انداخت و گفت: من لیاقت درس‌های شما را نداشتم استاد! حق من خیلی بدتر از اینهاست! شما این همه راه آمده‌اید تا به من چه بگویید؟


شیوانا تبسمی کرد و گفت: من هنوز هم خودم را استاد تو میدانم. آمده‌ام تا درس امروزت را بدهم و بروم.

شاگردِ مأیوس و ناامید، نگاهش را به چشمان شیوانا دوخت و پرسید: یعنی این همه راه را به خاطر من آمده اید؟!!


شیوانا با اطمینان گفت: البته! لیاقت تو خیلی بیشتر از اینهاست.


درس امروز این است:


هرگز با خودت قهر مکن.

هرگز مگذار دیگران وادارت کنند با خودت قهر کنی.

و هرگز اجازه مده دیگران وادارت کنند خودت، خودت را محکوم کنی.

به محض اینکه خودت با خودت قهر کنی دیگر نسبت به سلامت ذهن و روان و جسم خود بی‌اعتنا می‌شوی و هر نوع بی‌حرمتی به جسم و روح خودت را میپذیری.

                  
همیشه با خودت آشتی باش و همیشه برای جبران خطاها به خودت فرصت بده.


تکرار میکنم: خودت آخرین نفری باش که در این دنیا با خودت قهر میکنی.


درس امروز من همین است.


شیوانا پیشانی شاگردش را بوسید و بلافاصله بدون اینکه استراحتی کند به سمت دهکده‌اش بازگشت. چند هفته بعد به او خبر دادند که شاگرد قدیمی‌اش وارد مدرسه شده و سراغش را میگیرد. شیوانا به استقبالش رفت و او را دید که سالم و سرحال در لباسی تمیز و مرتب مقابلش ایستاده است.

شیوانا تبسمی کرد و او را در آغوش گرفت و آرام در گوشش گفت :اکنون که با خودت آشتی کرده‌ای یاد بگیر که از خودت طرفداری کنی.


به هیچ‌کس اجازه نده تو را با یادآوری گذشته‌ات وادار به سرافکندگی کند .


همیشه از خودت و ذهن و روح و جسم خودت دفاع کن.


هرگز مگذار دیگران وادارت سازند، دفاع از خودت را فراموش کنی و به تو توهین کنند.


خودت اولین نفری باش که در این دنیا از حیثیت خودت دفاع میکنی.

درس امروزت همین است!

 

 

گرچه گذر زمان فرصت عشق ورزیدن را دریغ نمیکند؛ اما مرگ را استثنائی نیست.

 

 

+ نوشته شده توسط سرخ در یکشنبه دهم خرداد 1388 و ساعت 3:28 قبل از ظهر |
 

اللهم ارزقنی حبک و حب ما تحبه و حب من یحبک والعمل الذی یبلغنی الی حبک واجعل حبک احب الاشیاء الیّ. اللهم نوّر ظاهری بطاعتک و باطنی بمحبتک و قلبی بمعرفتک نفسی بمشاهدتک وسِرّی باستقلال اتصال حضرتک یا ذالجلال والاکرام. اللهم اجعل قلبی نورا و بصری نورا و یَدَی نورا و رجلَی نورا و جمیع جوارحی نورا یا نورالانوار.اللهم اَرِنا الاشیاء کما هی.اللهم کن وجهتی فی کل وجهٍ و مقصدی فی کل قصدٍ و عنایتی فی کل سعیٍ و ملجأیی و ملاذی فی کل حال

 

+ نوشته شده توسط سرخ در یکشنبه دهم خرداد 1388 و ساعت 2:43 قبل از ظهر |