
ولادت
امام جواد علیهالسلام نهمین پیشوای مسلمانانْ در دهم رجب سال 195 ق، در مدینه منوره دیده به جهان گشود. مادر ایشان «سَبیکِه يا ريحانه» نام داشت که از برترین بانوان زمان خویشْ و از طایفه ماریه قبطیه، همسر گرامی رسول خدا صلیالله علیه و آله بود. حضرت امام رضا علیهالسلام از ایشان به عنوان بانویی پاکدامن و بامعرفت یاد کرده، میفرمایند: «ریحانه (سبیکه) در قداست و پاکی همانند مریم علیهاالسلام است.» بدین ترتیب، امام جواد علیهالسلام در دامن مادری با فضیلت و پدری عالیمقام تربیت یافت و پس از شهادت پدر بزرگ وار خود، رهبری معنوی مردم را به دست گرفت.
مدت عمر
عمر شریف امام جواد(ع) از 25 بهار و اندی تجاوز نکرد. در همین مدت کوتاه، فعالیتهای حضرت(ع) در ترویج فرهنگ اسلام ناب محمدی و علوی به گونهای بود که پادشاهان عباسی که خود را خلیفه مسلمین میخواندند، نتوانستند او را تحمل کنند و سرانجام آن حضرت را به شهادت رساندند.
لقب
یکی از لقبهای امام محمدتقی(ع) «جواد» است؛ شاید به این دلیل که همیشه در زندگی به اندک بسنده میکرد و بسیار بخشنده بود.
فرزندان
امام جواد(ع) دو دختر به نامهای فاطمه و حکیمه و دو پسر به نامهای موسی و علی(ع) داشت. علی همان امام علی النقی(ع)، امام دهم شیعیان جهان است که پس از پدر بزرگوار خود، رهبری معنوی مردم را به دست گرفت.
چهره
رنگ سیمای آن حضرت نه بسیار سفید و نه خیلی سیاه بوده است. آن گونه که نقل میکنند، آنحضرت از چهرهای گندمگون و ملیح برخوردار بودهاند.
کمالات
امام جواد(ع) با وجود سن و سال کم، به قدری صاحب فضل، حکمت، علم و اخلاق پسندیده بودند که هیچ یک از بزرگان آن عصر با وی برابری نمیکرد. کمالات آن حضرت مأمون را نیز شیفته خود کرده بود.
ازدواج
مأمون که از کمالات، علم و فضل امام جواد(ع) آگاه بود، سخت شیفته آن حضرت شده بود. به همین دلیل، پس از شهادت پدر بزرگوار آن حضرت، امام(ع) را به خراسان فرا خواند و او را مورد احترام فراوان قرار داد و حتی دخترش «امالفضل» را به عقد آن حضرت درآورد.
ماجرای ازدواج
مأمون با توجه به مراتب فضل، علم و کمالات امام جواد(ع)، سخت به او علاقهمند بود. او تصمیم داشت دختر خود، امفضل را به عقد آن حضرت درآورد که با مخالفت شدید بنیعباس روبهرو شد. آنها از ترس اینکه مبادا وقایع زمان ولایتعهدی امام رضا(ع) و زمینه انتقال خلافت به خاندان علوی فراهم شود، مأمون را از این کار بر حذر داشتند. بهانه آنها این بود که امام جواد(ع)، نوجوانی کماطلاع و فاقد دانش دینی و فرزانگی لازم است. بنابراین شایسته نیست که خلیفه، دختر خود را به عقد او درآورد. اما از آنجا که مأمون از کمالات حضرت به خوبی آگاه بود، بر ازدواج آندو پافشاری کرد. او مناظرهای بین امام جواد(ع) و قاضیالقضات، یحیی بن اکثم، ترتیب داد تا دانش و فضل امام(ع) را بر همگان آشکار کند. این جلسه با شکوه با حضور بزرگان، علما، امیران و درباریان تشکیل و با طرح پرسشی از سوی یحیی بن اکثم آغاز شد. حضرت از فرضهای گوناگون سؤال وی پرسید. یحیی از پاسخ باز ماند. آنگاه حضرت، پس از بیان صورتهای مختلف مسئله، به همه آنها پاسخ گفت. بدینگونه، مأمون مقام و منزلت امام جواد(ع) را به آنها نشان داد و سپس دختر خود را به عقد آن حضرت درآورد.
بازگشت به مدینه
امام جواد(ع) مدتی پس از ازدواج با امفضل، به قصد زیارت خانه خدا، به همراه همسر خود از بغداد خارج میشود. چند روز پس از آن، یعنی پنجشنبه سیزده رجب سال 218 هجری قمری، مأمون از دنیا میرود. امام(ع) پس از به پایان رساندن اعمال حج، به مدینه باز میگردد و در آنجا ساکن میشود.
علی بن مهزیار اهوازی، شاگرد امام جواد(ع)
یکی از شاگردان امام جواد(ع)، علی بن مهزیار اهوازی است. او نزد امام، مقام والایی داشت. از سخنان امام(ع) به خوبی میتوان منزلت ویژه او را نزد آن حضرت دریافت. حضرت طی نامهای به علی بن مهزیار مینویسد: «تو همیشه مرا شادمان میسازی؛ همانطور که در سخنان تازهات مرا خرسند ساختهای. خداوند از تو راضی شود و تو را شادمان سازد». او وکیل امام جواد(ع) و امام هادی(ع) بوده است و دارای سیجلد کتاب است. آرامگاه او در اهواز، زیارتگاه خاص و عام است.
فضل بن شاذان، شاگرد امام جواد(ع)
فضل بن شاذان، از شاگردان امام جواد(ع) است. او اهل نیشابور بوده است و از فقها و متکلمان بزرگ شیعه محسوب میشود که در عمر پر برکت خود، حدود یکصد و هشتاد جلد کتاب نگاشته است. در اواخر عمر از سوی حاکم وقت، عبدالله بن طاهر، از نیشابور تبعید شد. سرانجام در سال 260 هجری قمری به رحمت خدا پیوست. مزار آن بزرگوار در شش کیلومتری شهر نیشابور است.
امام جواد علیهالسلام از منظر اندیشمندان اهل سنت
ابن صبّاغ مالکی
عظمت و شکوه مقام ولایتْ و منصب الهی امامت، آن چنان بلندمرتبه و پر جاذبه است که حتی دانشمندان غیرشیعی را به تواضع واداشته است. ابن صبّاغ مالکی، یکی از اندیشمندان اهل سنت، درباره حضرت جواد علیهالسلام نهمین پیشوای مسلمانان چنین مینویسد: «ابوجعفر محمد جواد، در سال 195 ق در شهر مدینه متولد شد. او از نظر نَسَب برترین تبارها را داراست؛ چون که او فرزند موسای کاظم، فرزند جعفر صادق، فرزند محمد باقر، فرزند علی، فرزند حسین، فرزند علیبنابیطالب میباشد. چه بگویم در جلالت و مقام امام جواد علیهالسلام ، و فضیلت و کمال و عظمت و جلال او. حضرتش در میان طبقات ائمه، سنش کمتر از همه و قدر و شأنش اعظم است. او در اندک مدتی از عمر شریفشْ کراماتی بسیار و معجزاتی بی شمار از خود نشان داده و معارج فضیلت و کمال را طی کرده است».
ابن تیمیّه
ابنِ تیمیّه، یکی از متفکران بلندآوازه و از عالمان بزرگ اهل سنت است. او درباره امام جواد علیهالسلام چنین اظهار نظر میکند: «محمد، فرزند علیْ ملقب به جواد علیهالسلام از اعیان و بزرگان بنی هاشم است و در سخاوت و بزرگ واری، شهرت تمام دارد».
کمال الدین شافعی
شافعی که از پیشوایان اهل تسنن است، درباره امام جواد علیهالسلام سخنان زیبا و ارزندهای دارد. ایشان در این باره میگوید: «امام جواد علیهالسلام ارزش و مرتبه عالی دارد و نامش جاری بر زبانهاست. سعه صدر، وسعت نظر و شیرینی سخن او همه را جذب کرده است... . سخنان وی بسیار ارزنده و عالی است و هر کس به وی میرسد، بیاختیار سر تعظیم خم میکند... او سرچشمهای است که همه از او مشتعل میشوند و عقل و هوش آدمی، از امام جواد علیهالسلام علم و معرفت مییابد».
مأمون الرشید
مأمون الرشید، خلیفه عباسیِ همعصر امام جواد علیهالسلام ، آنگاه که در مورد ازدواج دختر خود «ام فضل» به همسری حضرت جواد علیهالسلام مورد اعتراض بنی عباس قرار گرفت، در پاسخ چنین گفت: «من بدین جهت او را برای دامادی خود برگزیدم، زیرا در گستردگی علم و فضیلت، با وجود کمی سن و سال، بر همه اهل فضل و دانش برتری دارد. او در علم و کمال، اُعجوبه و فوق العاده است».
دستگیر محرومان
امام جواد علیهالسلام مظهر جود و بخشش، و همواره یاور محرومان و مستضعفان بود. آن حضرت هیچگاه تهیدستان را ناامید نمیساخت. در این باره احمد بن حدید، یکی از آشنایان آن حضرت میگوید: «با گروهی برای حج به مکه میرفتیم که راهزنان اموال و دارایی ما را غارت کردند و تهیدست شدیم. وقتی به مدینه بازگشتیم، من در کوچهای با امام جواد علیهالسلام برخورد کردم و همراه ایشان به خانهاش رفتم و ماجرا را برای آن حضرت تعریف کردم. ایشان لباسها و پولهایی به من داد و فرمود: آنرا به اندازه اموالی که از دست رفته میان همراهان خود تقسیم کن. وقتی من لباسها و پولها را میان همراهان خود تقسیم کردم، با کمال تعجب متوجه شدیم که بدون کم و زیاد، امام جواد علیهالسلام ، آنچه را از ما غارت شده، به ما بازگردانده است».
تربیت شاگرد و تقویت مکتب
امام جواد علیهالسلام درباره تربیت شاگردان و تقویت مکتب اهل بیت علیهمالسلام خدمات و تلاشهای بسیارمؤثری انجام داده است. آن حضرت در مدینه، جلسههای تدریس و تفسیر قرآن تشکیل داده بود و در دیدار با پیروان اهل بیت علیهمالسلام چه آنهایی که در مدینه میزیستند، و چه آنهایی که در سایر کشورهای اسلامی زندگی میکردند، مسائل و معارف فراوانی را تشریح میکرد. آن حضرت همچنین به وسیله نامه، و نیز در پاسخ به نامههای مسلمانان همه کشورهای اسلامی، به تبیین معارف اسلامی و حل و فصل مسائل دینی و عقیدتی آنان میپرداخت.
کمک مالی به مستمندان
بدون شک، امام جواد علیهالسلام در انفاق و کمک به مستضعفان جامعه، شایستهترین الگو و اسوه به شمار میآید. آن حضرت هیچگاه قشر محروم جامعه را از یاد نمیبرد و تا آنجا که در توان داشت، به ضعیفان و افراد تهیدست کمک میکرد. بر همین اساس بود که آن امام هُمام، با لقب «جواد» یعنی شخصیت باسخاوت و جود شهرت یافته بود. یکی از تاریخنگاران در این باره مینویسد: «امام جواد علیهالسلام هر سال هزاران درهم میان مردم مدینه تقسیم میکرد و بدین جهت، لقب «جواد» به او داده شد».
سفارش امام جواد علیهالسلام به نیکی کردن
یکی از برترین تعالیم دین مبین اسلام، احسان و نیکی و کمک به برادران مسلمان است. خدمت به نیازمندان، یکی از پسندیدهترین کارها، و سنت و روش پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله و پیشوایان دین است. بزرگان دین اسلام و از جمله امام جواد علیهالسلام همواره نیکوکاران را مورد تشویق قرار میدادند و از آنان میخواستند تا با نیکی به مردم، دلهای آنها را به دست آورند و با دوستی و مهرورزی، نهال عشق و خوبی را آبیاری کنند. در این باره نقل شده است که:
مردی با خوشحالی به محضر امام جواد علیهالسلام شرفیاب شد. امام علیهالسلام علت خوشحالی او را پرسید. آن مرد گفت: ای پسر رسول خدا، از پدرم شنیدم که میگفت: روزی که خداوند توفیق نیکی به مسلمانی را نصیب کند، روز خوشحالی و نشاط است و من امروز موفق شدم که به برادران دینیام نیکی کنم. آنگاه امام علیهالسلام به جان خود سوگند خورد و فرمود: «چنین کاری جای شادمانی دارد؛ به شرط آنکه آنرا با منّت از بین نبری».
امام جواد علیهالسلام و پاسخگویی به مأمون
روزی مأمون در بین راه به گروهی نوجوان برخورد که حضرت امام جواد علیهالسلام در میان آنها بود. آنان پس از دیدن ساز و برگ سلطنت مأمون، از محل فرار کردند، ولی امام جواد علیهالسلام با آنکه نوجوانی کم سن و سال بود، برجای ماند. مأمون، علت ترک نکردن محل را از حضرت امام جواد علیهالسلام پرسید. ایشان در پاسخ، شجاعانه فرمود: «دلیلی برای رفتن نیافتم؛ زیرا نه راه را بر تو تنگ کرده بودم تا با رفتنم راه باز شود، و نه مرتکب خلافی شده بودم که از ترس فرار کنم، و البته میدانم که تو کسی را بیگناه آسیب نمیرسانی». مأمون وقتی امام جواد علیهالسلام را شناخت، گفت: «تو به حق فرزند علی بن موسی الرضا علیهالسلام هستی».
امام جواد علیهالسلام و سفارش احترام به پدر و مادر
نیکی به پدر و مادر، از صفات پسندیده انسانی و مورد تأکید اسلام و پیشوایان معصوم علیهالسلام است. درباره نیکی به پدر و مادر نقل شده است که فردی به امام جواد علیهالسلام نامه نوشت و از امام علیهالسلام خواست تا برایش دعا کرده و درباره چگونگی رفتار با پدر بد اخلاقش که از دشمنان اهل بیت علیهمالسلام بود، او را راهنمایی کند. امام جواد علیهالسلام در جواب نامه او چنین نوشت: «برایت دعا میکنم و از تو میخواهم با پدرت مدارا کنی و موجبات ناراحتی او را فراهم نسازی». حضرت در ادامه نامه او را دلداری داد که «در پس هر دشواری، آسانی است. بردبار باش که پیروزی از آنِ پرهیزکاران است».
دنیا از نگاه امام جواد(ع)
اگر مال و غیر آنرا گذرا و چون امانتی بدانیم، هنگام به دست آوردنش، بیش از حد خوشحال نمیشویم و در از کف دادنش بیاندازه بیقرار نخواهیم شد. در نامهای به امام جواد(ع) خبر رسید که مال التجاره گرانبهای ایشان به سرقت رفته است. امام(ع) در پاسخ نوشتند: «جانها و اموال ما، موهبتهای الهی و امانتی از جانب اویند. به هر میزان که از آنها بهرهمند شویم سبب نشاط ماست و آنچه بدزدند یا از دست بدهیم، به گونهای ذخیره ما و موجب اجر و ثواب میشود. از اینرو، باید به خدا پناه برد و بر بیقراری خود چیره شد تا اجرمان تباه نشود».
اصرار بر گناه
کسانی که به گناه و کجروی بیباکانه ادامه میدهند، خود را خارج از محدوده نظارت و حسابرسی الهی میدانند. غافل از اینکه، هیچکس از گستره قدرت پروردگار بیرون نیست. اینان سرانجام شاهد نتایج زیانبار اعمالشان خواهند بود. به فرموده امام جواد(ع) «گناهکارانی که بر گناه خود اصرار میورزند، گویا خویشتن را آسوده از توجه و تعقیب الهی میدانند. زیانکاران، چنین میپندارد و خود را آسوده میبیند».
گشادهرویی، ویژگی افراد بزرگوار
شخص گشادهرو نه تنها موجب انبساط خاطر خود و رضایت از زندگی میشود، بلکه قادر است، این احساس را به افراد پیرامون خود نیز منتقل کند و آنها را در این تجربه خوشآیند سهیم کند. اهمیت گشادهرویی به حدّی است که امام جواد(ع) داشتن این ویژگی را زینتبخش بزرگواران میداند و میفرماید: «گشادهرویی، زینت افراد بزرگوار است».
عوامل موفقیت و عدم پشیمانی
تفکر و اندیشه، مشورت، بررسی همهجانبه، پرهیز از شتابزدگی و نیز برنامهریزی و اقدام قاطعانه همراه با توکل به پروردگار، تضمین کننده موفقیت افراد در دستیابی به اهداف است. امام جواد(ع) در اینباره به سه چیز تصریح میکنند: «پرهیز از شتابزدگی، مشورت و بهرهگیری از نظر دیگران و توکل به خدا پس از تصمیم».
داوری و اظهار نظر ناآگاهانه
اظهار نظر و داوری درباره مسائلی که انسان به خوبی از آن آگاهی ندارد و نتیجهگیری بر اساس گمانهها، نه تنها انسان را متهم به بیان مطالب بیپایه میکند، بلکه او را به پاسخگویی در درگاه الهی وا میدارد. بیشتر این قضاوتها آلوده به افترا و برخاسته از شخصیتی حقیر است که برای اثبات ادعاهای خود، به استدلالهای موهوم و قراین ضعیف متوسل میشود. حاصل چنین تلاشهایی، آمیختن حق و باطل و ایجاد سردرگمی و اختلاف در جامعه و سرانجام اتلاف نیروها، امکانات و قابلیّتهای موجود اجتماعی است. امام جواد(ع) در بیانی روشنگر میفرمایند: «اگر نادان ساکت بماند، هیچگاه مردم دچار اختلاف نمیشوند».
راه تحقق آرزو
پافشاری بر هدف، جهتدار کردن اندیشه و تلاش خستگیناپذیر به میزان بسیار زیادی، تضمین کننده دستیابی به آرزوهاست. کسی که بر رسیدن به هدفی همت میگمارد و بدان متعهد میشود، بیتردید روزی شاهد مقصود را در آغوش خواهد کشید. چنین چیزی، نیاز به چشمپوشی و صرفنظر کردن از بسیاری از تمایلات و خواهشهای آنی دارد؛ خواهشهایی که بر سر راه هدف قرار میگیرند. کسی که برای وصول به اهداف ارزشمند مصمم است، باید روح خویشتنداری را در خود پرورش دهد. نام دیگرِ این توانایی، تقوی است. امام جواد(ع) به نقل از جدّ بزرگوارشان امام علی(ع) میفرمایند: «هرکه نهال تقوی بکارد، میوه کامکاری میچیند».
روایات
امام جواد علیهالسلام میفرمایند:
فردی که تنها تکیه گاهش پروردگار باشد، به غنای واقعی میرسد و دیگران به او نیازمندند و هر آن کس که تقوا پیشه کند، مردم او را از جان و دل دوست میدارند.
شریف واقعی فردی است که باشرافتِ علم و دانش آراسته گردد و بزرگواری حقیقی با فردی است که راه تقوا و خداشناسی پیش گیرد.
کم گویی، ننگها را میپوشاند و آدمی را از لغزشها باز میدارد؛ آدمی در زیر زبان خود پنهان است و زبان است که راز آدمی را فاش میسازد.
کسی که از هوای نفس خود اطاعت کند، به دشمن خود فرصت دهد که به آرزوی دیرینهاش نایل گردد.
بدان که در هیچ شرایطی، از دیدگاه پروردگار مخفی نخواهی بود؛ اکنون ببین چگونه و در چهشرایطی به سر میبری.
گذشت زمان، پردهها را کنار میزند و اسرار نهان را بر تو آشکار میسازد.
کسی که به زمانْ با دیده بدبینی نگاه کند و لب به ملامت روزگار بگشاید، ملامتش به درازا میکشد.
هرقدر نعمت پروردگار بر فردی فزونی گیرد، نیازها و چشمداشتهای مردم نیز از او فزونتر میگردد، پس اگر او متحمل زحمتی نگردد، نعمتهایی که به او رسیده، رو به زوال میرود.
دینشناسی، قیمت هر متاع گرانقدر و نردبان ترقی برای دستیابی به هر مقام بلند پایهای است که برای بشر قابل تصوّر میباشد.